
نوشته اصلی توسط
hamishetanha
سلام دوست خوبم. به تالار همدردي خوش اومدي! از خوندن تاپيك شما بسيار متاثر شدم. مشكل افرادي كه بدون رضايت خانواده ازدواج ميكنن همينه، چون با احساس تصميم ميگيرن و به مسائل مهم تر زندگي اهميت نميدن. بعد هم اگر زندگي موفقي نداشته باشن، گمان ميكنن بايد بسوزن و بسازن! چون به قول شما پشتوانه ي زندگي ندارن! شايد هم يكي از عللي كه همسر شما با پررويي حرمت ها رو ميشكنه و برخورد فيزيكي ميكنه، همينه كه شما رو بدون پشتوانه ميبينن ، وگرنه چنين جراتي رو به خودشون نمي دادن! بگذريم... اما در مورد شما! اگر گمان ميكنيد كه ايشون مشكل عصبي دارند و مشكل ديگه اي ندارند، توصيه ميكنم ايشون رو قانع كنيد تا به روانپزش مراجعه كرده، سعي در برطرف كردن مشكل اخلاقيشون بكنن. و اگر گمان ميكنيد مشكل ايشون يكي دو تا نيست و درمان هم نداره و طلاق رو راه مساعد ميبينيد، توصيه ميكنم رودرباستي رو بذارين كنار، از خانواده معذرت خواهي كنيد و شرايطتون رو براشون توضيح بدين، مطمئنا خانواده رو مهربان خواهيد يافت، پدر و مادر اگر فرزندانشون بزرگترين اشتباه رو مرتكب بشن، باز هم نسبت به اونها بخشنده و مهربانند و مطمئنا شما رو حمايت ميكنن.
و اما در مورد بچه، به هيچ عنوان به خواسته همسرتون تن ندين. چون فرزند بايد در شرايط سالم رشد كنه، اما اين شرايط در خانه ي شما محيا نيست و تربيت موفقي نخواهد داشت. ضمن اينكه شما هنوز نسبت به رفتن يا ماندن مرددين.
پيروز باشين!
علاقه مندی ها (Bookmarks)