سلام
سابینا عزیز
ادمهایی با شرایطی مشابه شوهر محترمتون..
به نظر میاد که بی مسئولیت.تنبل.بی فکر.شلخته.زیر کار دررو .و......هستند
هرگز این طور نیست
چیزهای زیادی باعث می شه که این روش زندگی رو انتخاب کنند
افسردگی که همراه اون
وسواس فکری به همراه داره
اون ادم با خودش می گه نکنه این کارو انجام بدم و سرزنش بشم.نکنه بی مسئولیت به نظر بیام.نکنه ضعیف به نظر بیام و........
این افکار باعث درماندگی و تاریکی در درود قاب اون طرف می شه
و اون ادم یا میشینه یه جا..یا بد اخلاقی می کنه یا لج می کنه و یا.....
تو این دنیای که بی وجدانی و... یه چیز معمولی شده
شوهر شما تا زمانی که بیرون هست مدام در حال اسیب دیدن هست...چون نمی تونه خودشو با دیگران همراه کنه
و وقتی بر می گرده به خونه وجودش پر از غم و اندوهه
اینجاست که وجود شما پر رنگ می شه..
باید شوهرتونو از عشق و علاقه سیراب کنید(حتی اگه تعادل به هم بخوره)
باید غمو ازش بگیرین و ارامشو بهش بدین
شایستگیهاشو هر روز به رخش بکشید!!! و بگین که چقدر از همراه بودن با اون خوشحال و راضی هستین
بر خلاف اینکه خانومهاو اقایون تو زندگی مشترکشون ..مدام از دیگران تعریف می کنند
شما باید بر عکس عمل کنی
از دیگران انتقاد کنی و شوهرتون رو یه مرد بی نظر بدونی و بهش ثابت کنی(باور کن نیاز داره )
راه درازی در پیش داری....ولی بخاطر عشق تحمل کن
البته شما بهتر از من می دونید
ولی تغذیه خیلی مهمه ..خیلییییییییییییییییییییی









علاقه مندی ها (Bookmarks)