نقل قول نوشته اصلی توسط ainaz6
سلام دوست من.
راستشو بخاي منم دقيقاً همين شرايط تو رو داشتم و فكر مي كنم اگه تو بجاي من بودي واقعاً ديوونه ميشدي
بقول قديميا.مرگ يه بار شيون هم يه بار.
اگه دوستش داري و دوست داشتن تو از روي احساساتي چون هوس،نياز به رابطه جنسي و ... است.البته بي احترامي نشه چون واقعاً ممكنه دست خودت نباشته به اقتضاي سنته.
ولي اگه قصدت ازدواجه با خانواده خود مطرح كن و به خواستگاري برو/البته اينو بگم بعد از تمامي مراحل تحقيق و مطمئن شدن
حداقل اينه كه تكليف خودتو ميدوني.اگه تو رو بخاد جواب مثبت ميده ولي اگه هم نخاد خواهشآ مثل يك مرد به خودت قول بده و اصلآ بهش فكر نكن.
وقتي هم اونو ديدي يا اومد به مغازه و يا كارت داشت اصلن محل نذار.تا اينكه بفهمه چه آدمي رو از دست داده.
ولي مطمئناً‌اون تو اين فاصله سعي مي كنه تو رو به خودش نزديك كنه مثلا من گرفتارم و تو رو خدا كمكم كن و ...
پس از همين الان شروع كن.
مطمئنم نتيجشو مي بيني
برات آرزوي موفقيت دارم.
آرمان
خدا خیرت بده که به من مشورت می دی . به امام حسین اگر شرایط داشتم همین هفته می رفتم خواستگاریش. نیم دونی چقئر ئوسش داشتم . راستش در مورد این که گفتید هوس خوشبختانه تین امتحان رو ناخودآگاه گذروندم یعنی اون منو توی این زمینه با مشورت مادرش تست کرده و من هم فکر می کنم فقط و فقط دوسش دارم . هنوز یه نگاه درست و حسابی بهش نکردم خودش هم این رو بهم گفته . اما چه می شه کرد با این شرایط و پدر و مخصوصا مادری که زیاد آدم رو درک نمی کنن باید دست به سوی خدا برد.