[align=justify]سلام پاییز خزان عزیز،
شوهر منم تا حدی خصوصیات شوهر شما رو داره: زیاد اهل معاشرت و رفتن به منزل دوستان و اقوام نیست. یعنی دوست نداره بریم. ولی به خاطر من قبول می کنه. دلیلشم اینه که من بدون اون نمی رم. برخلاف تمام مردهای فامیلمون، شوهرم اهل گردش و مسافرت نیست. دوران نامزدی من با نامزدی دو تا از دخترهای فامیلمون یکی شده بود. باورتون نمیشه یه روز نمیشد که اونها نرن بیرون. مونده بودم که خسته نمیشن از این همه گردش و تفریح. شوهرشون از سر کار که می اومد، فوری حاضر می شدن می رفتن با هم دور بزنن. ولی ما چی؟ ماهی یه بار... البته هیچ وقت اعتراض نکردم. چه فایده داره شوهرت به اجبار کاری رو برات انجام بده؟! من دلم می خواد اگه با هم جایی میریم، با خوشی و رغبت باشه نه فقط به خاطر اینکه من ناراحت نشم. دیگه همه عادت کردن که دیر به دیر منو ببینن. منم عادت کردم. فقط می ترسم نکنه در آینده افسردگی بگیرم!!!
می دونی خواستم بگم مردهای زیادی با خصوصیات شوهر شما وجود دارن. شاید بشه یک کم تغییرشون داد ولی نمیشه کلا" عوضشون کرد، خوب شوخی که نیست... آدم 8-27 ساله رو که نمیشه راحت عوض کرد. به هر حال همه یه خوبی هایی دارن و یه ضعف هایی. مثلا" شوهرم زیاد منو بیرون نمی بره ولی درمورد کادو دادن... تا دلت بخواد برام کادو خریده و می خره و من این ویژگیشو خیلی دوست دارم. [/align]









علاقه مندی ها (Bookmarks)