RE: نمی خوام بیش از این به من نزدیک بشه
خوب دوستان حالا اینها را گفتین ولی نگفتین که من باید چی کار کنم ولی واقعا هم نمی خوام به من بیش از این نزدیک بشه
شاید هم حق با شما باشه که من بخوام همه چیز رو بزارم به پای تقدیر و سر نوشت و شاید هم این که بشینم و منتظز بمونم که اون آقا برگرذه کار بیهوده ای باشه چون زیاد به این که برگرده دوباره طرفم امیدوار نیستم
یکی از بزرگترین ترسهای من هم اینه که نمیدونم دقیقا به چه منظوری داره با من رابطه بر قرار می کنه از یک طرف هم می دونم که از اون خانواده های متدین و معتقد هستش اما من خیلی می ترسم از آخر این بازی می ترسم ، بر فرض هم که من رفتم سراغش و اون هم یه کاری کرد با من شبیه کاری که اون آقا با من کرده بوده اون موقع من باید چی کار کنم باز هم از لحاظ روحی ضربه می خورم .
جدیدا هم اس ام اس های عاشقانه را شروع کرده واقعا نمی دونم باید چی کار کنم
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک غم نخوری گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
آن خدایی که تو بزرگش خواندی
بخدا مثل تو تنهاست بخند
لباتون همیشه خندون باشه قربان شما جهانگرد
علاقه مندی ها (Bookmarks)