سلام
خواهر من هم مشکلی شبیه مشکل شما داشت و رفت پیش مشاور.. مشاور بهش گفته بود چون شما از هرجهت از اون بالاترید اون به شما حساسه و یه جورایی خیلی براش مهم هستی اینه که این ادا اصولا رو درمیاره...
شما هم به نظر من زیادی داری به اونا لطف میکنی...درسته شما نمیخواهی بدی رو با بدی جواب بدی و در شان خودت نمیدونی که این کار رو بکنی اما نه به قیمت آزار دیدن از دیگران... ببین من نمیگم به اونا بی احترامی کن اما در این حد هم خوبی نکن...مثلا چه لزومی داره که شما هر روز زنگ بزنی به خواهرشوهرت؟؟ ... وقتی اونا حال مادرت رو نمیپرسن.... سه چهار روز یک بار زنگ بزن... یا اینکه وقتی میری خونه جاری ات بهت بی احترامی می کنن چه لزومی داره زود به زود بری ! خوب رابطه ات رو کم کن... اما هر وقت اونا رو میبینی با احترام و خوش برخورد باش.. همونطور که الان هستی ... اما خوب خیلی نرو خونشون... از اینکه مردم بگن داری حسودی می کنی که کادوی کم قیمت تری می بری نترس!!! چطور اونا از حرف مردم نمیترسن و انقدر به شما بی احترامی می کنن؟؟!!
من اگه جای شما بودم کادو می بردم اما خودم رو نمیکشتم که یه چیزی ببرم که همه انگشت به دهن بمونن... خلاصه کلاس نمیذاشتم.... شوخی کردم عزیز
خلاصه به نظر من انقدر به اونا فکر نکن... زندگی خودت رو بکن... باز هم خدارو شکر به نظر میرسه همسرت طرف شما باشه.... ولی نذار این مسئله به زندگیت لطمه بزنه... حتی جلوی شوهرت هم خیلی از این اتفاقات اظهار ناراحتی نکن هرچند میدونی و شوهرت هم میدونه که حق با شماست... اینجوری عزیزتر میشی...
پست های شما پر از علامت تعجبه!!!! اونم نه یکی یکی...ده تا ده تا... انگار در تحیر عجیبی هستی..غصه نخور.... این نیز بگذرد...
زمان همه ی آدم ها رو رام خواهد کرد...![]()







.... شوخی کردم عزیز

علاقه مندی ها (Bookmarks)