سلام آقا مجتبی
منم تقریبا یه یک سال و نیمی میشه که عاشقم ولی هیچ وقت دقت کن چی میگم هیچ وقت عجولانه کاری انجام ندادم!!!
من هم چند وقت پیش یه تاپیک همینجا باز کردم و مشکلاتم رو گفتم که عاشق همکلاسیم شدم تو دانشگاه و تا اون موقع و حتی مدت ها بعد از اون خیلی آتیشم تند بود ....ولی صبر کردم و با متانت و آرامش و مرحله به مرحله کارام رو پیش بردم و الان طوری شده که تونستم نظر اون رو به خودم جلب کنم البته مورد من هم خیلی خیلی دختر مغروری هست و تا حالا چندنفر بهش پیشنهاد دوستی دادن ولی قبول نکرده...! البته من هیچ وقت نرفتم مستقیما بهش ابراز علاقه کنم ولی با کارام و رفتارام و با بعضی حرفام بهش فهموندم که برام خیلی مهمه و بهش علاقه مندم...
هیچ وقت به خودم این اجازه رو ندادم و نمیدم که شماره دختر مورد علاقه ام رو گیر بیارم و بهش زنگ و sms بزنم و به نظر خودم این کار بی احترامی به ایشون هست اگه حرفی هست باید رو در رو زده بشه... البته این نظر منه شاید بقیه اینطور فکر نکنن ....!
نمی دونم شاید شما خیلی محترمانه با ایشون برخورد نکردین و به اندازه کافی سنگین نبودین.... دخترا از پسرای سنگین و مودب که البته جانب اعتدال رو هم در شوخی و خنده رعایت میکنن خیلی خوششون میاد...
اگه فرصت داری سعی کن غیر مستقیم تر باهاش ارتباط برقرار کنی و علاقه و توجهت رو بهش نشون بدی تا عشق پاکت بهش ثابت بشه.... یه دفعه نپر جلوش که آره من دوست دارم و عاشقتم!!!! این کارا واسه تو فیلمای دبیرستانی آمریکایی جواب میده..!!!
سعی کن طبق فرمایش فرشته مهربان که به بنده داشتن یه سری معیارهایی رو واسه همسر آیندت داشته باشی و موقع مواجهه با اونا ازشون مطلع بشی.... چه معنی میده وقتی ایشون از شما می پرسه چرا نسبت به من این احساس رو داری شما میگی نمیدونم دست خودم نیست دوستت دارم دیگه..!!!!!!! همین جواب ها و طرز برخورد (عذر میخوام) بچه گانه شما باعث میشه ایشون شتاب زده و مثل خود شما بدون دلیل جواب منفی بدن بهتون..!!
البته من نمیگم شما هیچ معیاری واسه همسر آیندت نداری چون اگه نداشتی ایشون رو انتخاب نمیکردی حرف من اینه که عجولانه و شتابزده عمل نکن ...حتما معیارهایی وجود داره ولی اون ته ذهنت داره کله معلق میزنه بشین فکر کن و اونا رو بیرون بکش و روی کاغذ بیار حتی اگه خیلی مسخره هستن و روی هرکدومشون فکر کن و ببین چقدر قابل اعتماد و درست هستن...!!!
البته اینطور که گفتی داره انتقالی میگیره گویا وقت کافی واسه پروژه های بلند مدت نداری پس بهترین کار اینه که شماره منزل ایشون رو گیر بیارین و به مادر محترمتون بدین که کارا رو پیش ببرن و جواب قطعی رو بگیرن.
واسه گیرآوردن شماره منزل ایشون هم یه راهی هست... اگه دانشگاهتون مرکز مشاوره داره میتونید برید اونجا و با یه مشاور یا مددکار مشکلتون رو مطرح کنید و در آخر ازشون بخواید که شماره منزل ایشون رو بهتون بدن... البته شماره رو اصولا به خودتون نمیدن و باید مادرتون یا بزرگترتون تماس بگیرن و ازشون دریافت کنن.
اما تجربه خودم تو این تقریبا 2 سال اینه که نباید نباید نباید به آتیش تند عشق اعتنا کنی ... باید همیشه صبر کرد تا عشق آتشین فروکش کنه و بعد یه کاری انجام داد همون کاری که خدا رو شکر من تونستم انجامش بدم... لازم به ذکره که من هنوزم محبوبم رو دوست دارم و با تمام وجود عاشقشم ولی حالا خیلی عاقلانه تر ..!
موفق باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)