به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 بهمن 89 [ 17:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-09
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    1,669
    سطح
    23
    Points: 1,669, Level: 23
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از همسرم متنفرم ولی ....

    ممنون از توجهتون.
    من 5 سال پیش با این آقا آشنا شدم و با تمام مخلفتهای هر دو خانواده با هم ازدواج کردیم. تمام عشق و احساس و پولمو به پای این آقا ریختم. کسی که نه خونواده درستی داشت و نه پولی.
    کارمندی بود که ماه 120 تومن بیشتر حقوق نمی گرفت اما من در کنارش بودم.
    تا اینکه متوجه شدم که ایشون اصلا گوش شنوا نداره. در همه مسائل. جزئی و کلی.
    اوایل خیلی سعی می کرد تمیز باشه اما انگار بعد از یه مدتی که از کاری که عادت به انجامش و نداره خسته شده باشه دیگه خیلی کثیف شد. یعنی باورتون نمی شه که چقدر بو می ده. تا اینکه با کمک من به جایی رسید و ماشین و خونه و ...
    واقعا با کمک من. چون سرمایه مال من بود.
    الان پولهاشو قایم می کنه. پول تو خونه نمی ذاره و منو خونه نشین کرده.
    دائما در حال دروغ گفتنه. یعنی ازش یه سوال ساده می پرسی دروغ می گه. که این عادتو از اول ازدواجمون داشت و فکر می کنم به ترس از خونوادش بر می گرده.
    من یه دختر کوچولو دارم که 17 ماهشه. اما شاید باورتون نشه در طول این 17 ما 2 ساعت وقت واسه این بچه نذاشته.
    در حالی که دختر من طبق گفته مشاورین تیز هوش هست و احتیاج به توجه خیلی زیادی داره.
    منو بیرون می بره اما جایی که اون می خواد. خوراکی و ... می خره اما چیزی که اون دوست داره و اصلا براش مهم نیست که من چی دوست دارم. از اول هینجوری بود.
    تازگی ها فهمیدم که به کسانی که ما باهاشون رفت و آمد داریم می گه که من دیوونم و افسردگی شدید دارم. اخلاقهام خیلی بده و خیلی پول پول می کنم. در حالی که همون دوستهاش باهاش دعوا کردن که تو خیلی بی انصافی و قدر زنتو نمی دونی. این حرفهارو می زنم که بگم همه می دونن که اون مشکل داره. هر کسی می بیندش بهم می گه چطور داری با این آدم زندگی می کنی. البته 5 ساله که دارم این حرفها رو می شنوم. اما دیگه نمی تونم تحملش کنم. تا همین چند وقت پیش هم تلاش می کردم تا درستش کنم. اما درست بشو نیست چون اصلا گوش نمی ده.
    من آدم دهن بینی نیستم و خیلی سعی می کنم واقع بین باشم اما هر چی نگاه می کنم می بینم شاید من بتونم خودمو نگه دارم و هیچی پول تو جیبم نباشه و همیشه خجالت زده باشم. اما آیا دخترم می تونه در آینده این مشکلاتو تخمل کنه یا خدای نکرده مشکل براش به وجود میاد.
    آیا می تونه این همه بی توجهی و بی مسئولیتی پدرشو نا دیده بگیره یا عقده ای می شه.
    من ترجیح می دم همچین پدری که باعث استرس دخترم می شه تو زندگیش نباشه چون هر وقت شوهرم میاد خونه دخترم ازش می ترسه و به من پناه می بره.

  2. کاربر روبرو از پست مفید porteghal تشکرکرده است .

    porteghal (پنجشنبه 09 دی 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.