
نوشته اصلی توسط
سابینا
اشپینگل عزیز
من می گم هر چی که هست در ذهن شماست و شما دارید مدام روی این قضیه مانور می دید م انگار دست خودتون نیست و نمی تونید از این دور باطل خارج بشید
دوست دارم یه چیزی بگم ولی امیدوارم از دستم ناراحت نشید
شما وقتی زنتونو بردید دکتر بهش چی گفتید؟ احساس می کنم باید الان شکسته شده و له شده باشه، هم بخاطر صداقتش و هم به خاطر بی اعتمادی شما... احتمال داره که نسبت به شما کینه ببنده و این حرکت شما رو فراموش نکنه
کاش کاش کاش به جای دکتر می رفتید مشاور
اینکه شما به قول خودتون تا الان پاک بودید انتخاب خودتون بوده و اینکه دختری با کسی دوست بوده دلیلی بر ناپاکیش نیست ، اینکه در گذشته چی بوده ( که خانوم شما واقعا هم تا اون حدی نبوده که مرزهاشو بشکنه ) مهم نیست و اینکه الان با شماست مهمه
باور کنید انسان با دوست پسر داشتن به شیطان تبدیل نمی شه و افرادی بودن که دوست پسر نداشتن ولی بدترین کارها رو تونستن انجام بدن...!
انسانیت انسان فراتر از این چیزهاست دوست من
به قول بهشت عزیز شاید شما مشکلات دیگه ای دارید که به این تفکرات وسواسیتون دامن می زنه، چه خوب می شه حالا که اینجا کسی شما رو نمی شناسه به اونها هم اشاره کنید تا به جمع بندی بهتری برسیم
تا اون موقع هم هر وقت فکرهای اینچنینی زد به سرتون فکرتون رو سعی کنید به جهات دیگری سوق بدید
اگر مشکل شما تنها این مسئله هست به خدا حیفه حال و آینده رو بخاطر گذشته ای که همسرتون با صداقت تعریف کرده خراب کنید!
علاقه مندی ها (Bookmarks)