ممنونم فرشته مهربان عزيز
اون منم که عاشقونه شعر چشامتو میگفتم
هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو میفتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم میگم خدایا کاشکی ببينمش دوباره
من وفادار عشقم...وفادارم و قسم خورديم كه وفادار عشقمون باشيم.عشق در قلبمونه و معشوقمون در جاي ديگر...يادمه هميشه حتي روزاي آخر ميگفت بخدا گريه كني ميميرم.قول بده هيچ وقت گريه نكني... اينروزا انگار قولم يادم رفته...ببخشيد عزيزم.بخدا دست خودم نيست.روزاي آخر هر روز علاقمون بيشتر ميشد و جدايي سختر.تا جايي كه حاضر بود زندگيش رو بزاره و بياد باهم بريم 1 جاي دور كه كسي ما رو نشناسه...اما درست نبود.نميدونم چرا دلم براي اولين بار واسه اون دختر سوخت.شايد چون از جنسشم.اما بيشتر دلم براي معشوقم(به قول آقاي مدير)سوخت كه زندگيش خراب نشه با 1 اشتباه.من دوست ندارم تو دنيا كسي ازم ناراحت باشه...قسم خورديم به عشق هم وفادار باشيم.من در قلبم رو بستم و كليدش رو دادم به خدا...من هيچ وقت نگفتم تو عشقم شكست خوردم ...چون ما باهم تصميم گرفتيم به خوشبختي هم...هيچ وقت عشاق واقعي به هم نرسيدن و هميشه ديدم اين دردا قانون عشقه.
بگذار که در حسرت دیدار بمیرم
در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم
دشوار بود مردن و روی تو ندیدن
بگذار بدلخواه تو دشوار بمیرم
بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ
در وحشت و اندوه شب تار بمیرم
بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب
در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم
میمیرم از این درد که جان دگرم نیست
تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم
تا بوده ام ای دوست وفادار تو هستم
بگذار بدانگونه وفادار بمیرم
من عاااااااااااااااااشق بارونم.......
وقتی بارون می باره دلم می خواد برم زیرش و حسابی خیس خیس بشم........
دلم می خواد قطره های بارون تند و تند بریزن رو صورتم و یه درد کهنه رو از وجود خسته ام بشورن و ببرن........
دردی که مدت هاست امونم رو بریده و داره خفه ام می کنه..........
الان داشت بارون ميباريد...چقدر بارون باريدن قشنگه.......
ببار بارون ببار بارون دلم از زندگی خونه
دیگه هر جای این دنیا برام مثه یه زندونه
ببار بارون که دلگیرم ببار بارون که غمگینم
خراب حال من امشب که دارم از غصه میمیرم
ببار ای نم نم بارون ببار امشب دلم خسته اس
ببار امشب دلم تنگه همه درها به روم بسته اس
ببار ای ابر بارونی ببار و گونه ام و تر کن
مثه بغض دل ابرا ببار این بغض رو پر پر کن
نه دستی از سر یاری پناه خستگی ها شد
نه فریاد هم آوازی غرور خلوت ما شد
نه دل گرمی به رویایی که من هم بغض بارونم
نه امیدی به فردایی که از فردا گریزونم
ببار ای نم نم بارون ببار امشب دلم خسته اس
ببار امشب دلم تنگه همه درها به روم بسته اس
ببار ای ابر بارونی ببار و گونه ام و تر کن
مثه بغض دل ابرا ببار این بغض رو پر پر کن








(از مضرات عجول بودن)

علاقه مندی ها (Bookmarks)