سلام دوستان خوب من برگشتم
چند روز پیش که شوهرم رفته بود خونه مامانش. جاریم بهش میگه از خانومت گله دارم !! روز چهارم آمد دیدنم !!! شوهرمم ازم دفاع میکنه و میگه : خانوم منم اگه دیر دیدنت اومده به خاطر اینکه ازت ناراحت بوده خوب شما هم پاش که شکست حالشو نپرسید حالا چطور گله مندی!!!!!
شوهرم میگه یه کم من و من کرد و گفت من که اومدم.شوهرم میگه گفتم آره اومدی اما یک هفته بعد از اینکه پاشو از گچ باز کرد !!!!!!
راستش از اینکه شوهرم جوابشو داده و واسه من نذاشته خوشحالم.دوس نداشتم خودم ازش گله بکنم.کلا اهل گلایه نیستم. چون میگم اگه گله کنم فکر میکنه چقدر برام مهمه .
بعدم بهش گفته بود که ما تصمیم داشتیم بابام اینا که آمدن بیاییم خونتون(می خواسته بگه چیه هول شدی کادو نگرفتی)
خلاصه .چند روز پیش وقت گرفتیم بریم خونشون.رفتیم. و کادوشم بردیم. اما زیاد خودمو اذیت نکردم. در حد خانوادشون بردم. یعنی مثل بقه که بهش کادو داده بودن منم توهمون سبک بردم.








)

علاقه مندی ها (Bookmarks)