هميارهاي عزير،از همتون به خاطر همدرديهاتون و راهنمائيهاتون تشكر ميكنم.
من خودم هم ميدونم اگر موقعي كه همسرم داره داد و فرياد ميكنه جوابش را ندم تحريك نميشه و 90 درصد موارد هم همين كار را ميكنم ولي موضوع اينه كه هركس عزت نفسي داره آيا با عزت نفس انسان سازگار است كه هميشه توهين بشنوه و اعتنايي نكنه فقط به خاطر ترس از عواقبش؟
آيا من اينطوري به بچه هام آموزش نميدم كه هركس به شما توهين كنه ،شما ممكن است به خطر بيفتيد اگر از خودتون دفاع كنيد؟
دختر من در كنار من داره بزرگ ميشه ،به نظر شما آيا اگر من همانند مادرانمان كه سياست صبر و سكوت را پيشه كردند تا زندگيشان را به هر قيمت حفظ كنند ،زندگي كنم ،به دخترم كه متعلق به دنياي ديگري است،دنيايي كه در آن حقوق برابر زن و مرد يكي از دغدغه اصلي اش است ،با تناقض روبرو نميشود؟!
مسئله اصلي من ،نه درد كتك خوردن كه درد بي حرمتي است
مسئله من اينست كه دخترم ياد ميگيرد كه زن حتي اگر تحصيلاتش دكتري باشد شغلش جزء يكي از مشاغل بالاي جامعه ،باز هم زير دست است و باز هم استثمار ميشود و زندگي برده وار دارد!
مسئله من اينست كه پسرم ياد ميگيرد كه بايد به زنان زور گفت و توهين كرد تا از تو حساب ببرند و تو حرفت به كرسي بنشيند!
مسئله من اينست كه هر روز زناني را كنار خودم ميبينم كه ظاهرا وانمود ميكنند خوشبختند اما در حاليكه هيچ وقت معني خوشبختي را نميفهمند،ميميرند!
به نظر من ،در زندگي هر كسي ارزش يك چيزهايي مقدم بر چيزهاي ديگري است.
و ارزشهاي زندگي من تقسيم ميشود به فرزندانم و انسانيتم ،
تناقض اصلي كه من در زندگي با آن مواجه ام اينست كه كدام مقدمند؟
آيا فرزندانم،كه در اينصورت براي آنكه كنارشان باشم بايد انسانيتو عزت نفسم را به مسلخ بفرستم.
واگر عزت نفس بخواهم ...
ببخشيد خيلي فمنيستي شد،
وقتي كه حرفات چندساله توي دلت جمع شده ،با پيدا كردن يك تريبون اينجوري ميشه ...آش شله قلم كار








علاقه مندی ها (Bookmarks)