سلام سارا خانوم
من شما رو از بعضی جنبه ها درک می کنم
متاسفانه جامعه با طلاق گرفته ها برخورد درستی نداره و طوری رفتار می کنه که انگار مثلا طرف جرم و جنایتی مرتکب شده ! نمی دونم چرا، من با این مسئله خیلی مشکل دارم که چرا ما اجازه میدیم طلاق گرفته ها رو زیر ذره بین بذاریم و ...، چند زن و مردو میشناسین که از ترس طلاق طلاق روانی گرفتن و زیر یک سقف زندگی می کنند و رابطه های پنهانی برقرار می کنند تا خلا شون رو پر کنند؟
من از نامزد اولم که جدا شدم 20 سالم بود با اینکه خانواده فهیم و مادرخوبی دارم ولی یه جورایی حرف ها و نگاههای مردم اذیتم می کرد ، البته خواستگارهای زیادی داشتم علی رغم این مسئله و سعی می کردم از هول حلیم توی دیگ نیافتم و از چاله تو چاه نیافتم؛ 6 سال صبر کردم و خوب البته متاسفانه الان هم زندگیم تعریفی نداره دوستان می دونند .
ولی عزیزم به این امید ازدواج نکن که بزنی تو دهن بقیه و بگی ببینید من با کی ازدواج کردم
چون احتمالا موقع طلاق یه عده اعتماد به نفستو پایین آوردن و مثلا تحت عنوان دلسوزی گفتن می دونی بعد طلاق کسی تو رو نمی گیره
این حرفها رو به منم می زدن داییم گفته بود دیگه کی میاد سابینا رو بگیره
شاید یکی از دلایل اینکه قبل ازدواج ترسیدم برم مشاور این بود که باز بگه خوب نیست و من مجرد بمونم و طعنه و کنایه ها رو تحمل کنم
شاید بگی چرا از خودت حرف می زنی ولی اینها رو می گم تا عبرت بگیری
برای اثبات خودت و اینکه می تونی از چاله به چاه نیافت
به خدا توی این یک سال و نیمه نامزدی صد بار گفتم کاش حرفهای مردمو تحمل می کرد م و ازدواج اینطوری نمی کردم
بترس از اینکه ازدواج دومت مشکل دار باشه و بدون که صد برابر ازدواج قبلی ضربه می خوری و ناراحتی می کشی چون ایندفعه راه برگشت هم نداری!
یکی از دوستهای مادرم 40 ساله یه ازدواح بد رو تحمل می کنه و هزار جور بیماری اعصاب و .. گرفته چون برای بار دوم اشتباه کرده و مجبور بوده تحمل کنه
دوست خوبم حیفه واقعا مطلقه بودن صد برابر بهتر از اینه که ازدواج کنی و شاد نباشی و زجر بکشی ....
اینا رو گفتم که بدونی هم شرایطیم و خواستی تاپیکمم بخون ببین با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنم و مجبورم تا لحظه آخر بمونم پای زندگیم...
نکن این کار رو
با زندگی خودت بازی نکن
خودتو ارزون نکن
آینده تو خراب نکن
از همه دوستان خواهش می کنم نسبت به طلاق گرفته ها دیدشونو عوض کنند به خدا اونها هم جرم و جنایت نکردن یه تصمیم شخصی گرفتن برای زندگیشون × اینقدرکه عرضه ازدواج رو برای اونها تنگ کردن ( البته ازدواج درست ) خوب اونها هم بعضا میان سراغ جوون های کم سن، مردهای متاهل و ...
اگه با اونها هم مثل کشورهای اروپایی عادی برخورد می شد و فرصت ازدواج درست رو برای خودشون می دیدن کمتر به طرف این کارها می رفتن![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)