به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 25 , از مجموع 25
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: از شوهرم بیزار شدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط rosha2
    خوب دیگه چیکار میتونم بکنم؟ چشمم رو بر روی همه نیازام ببندم؟ یا همیشه با نقاب زندگی کنم؟
    نه، اگه قرا باشه تو چشمت را روی نیازهات ببندی، مگه من دیوونم که همش این جا برات پیام بگذارم و کارت دنبال کنم و بعد تو برگردی خونه ی اول.
    اگه قول بدی که هر چی میگم را مو به مو انجام بدی، کمکت می کنم. قول میدی؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید tesoke تشکرکرده است .

    tesoke (شنبه 27 آذر 89)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 اردیبهشت 90 [ 08:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,898
    سطح
    25
    Points: 1,898, Level: 25
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 14 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از شوهرم بیزار شدم

    دوستان عزیزم

    من و شوهرم تصمیم گرفتیم یه ماه به خودمون و زندگیمون فرصت بدیم که جبران گذشته رو بکنیم. بعد از یک ماه تصمیم میگیریم که میخواهیم با هم زندگی کنیم یا نه....
    برام دعا کنید که بتونم یه بار دیگه دوستش داشته باشم....

  4. 3 کاربر از پست مفید rosha2 تشکرکرده اند .

    rosha2 (دوشنبه 29 آذر 89)

  5. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 دی 89 [ 09:10]
    تاریخ عضویت
    1389-9-22
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    1,719
    سطح
    24
    Points: 1,719, Level: 24
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از شوهرم بیزار شدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط tesoke
    اگه خواستي گام هاي بالا را بري، بگو تا اولين دستور العمل عملي را برات بنويسم.
    tesoke عزيز اين دستورالعمل ها را براي من مي نويسيد

  6. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: از شوهرم بیزار شدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آوين
    tesoke عزيز اين دستورالعمل ها را براي من مي نويسيد
    مشكلات آدما با هم فرق ميكنه. ذمن نظرم را در تاپيكي كه براي مشكلتون باز كردين، مي نويسم.


  7. کاربر روبرو از پست مفید tesoke تشکرکرده است .

    tesoke (یکشنبه 05 دی 89)

  8. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: از شوهرم بیزار شدم

    سلام روشای عزیز
    نوشته هاتو خوندم و یک قسمت از مشکلات تو رو من هم دارم، خوب می فهمم چقدر گشنه و تشنه محبتی بعد 5 سال بی محبتی
    عزیزم اول از اینکه حتی اگر خانواده شوهریت مهربون بودن باز نمی تونستن جای محبت شوهرتو برات بگیرن، بنابراین این مسئله جنبیه اینو بیخیال شو چون مادرشوهر من می خواست به جای شوهرم به من محبت کنه من بیشتر حرص می خوردم چون از درون راضی نبودم از زندگیم
    ثانیا اینو بدون من درک می کنم بی توجهی دیدن یعنی چی و تو همین یک سال و نیمه خیلی زجر کشیدم و به قول شما گاهی فکر می کنم الان اگه یک نفر فرصت طلب وضعیت منو می دونست و من یه ذره بی احتیاط بودم خیلی راحت می تونست تو دل من نفوذ کنه ، با دوتا کلمه و جمله محبت آمیز، چون تشنه ام برلب دریا، امیدوارم بتونم منظورمو برسونم،البته سو تفاهم نشه این فقط یک فرض و فکر هست
    من می گم شما بعد 6 سال بی توجهی دیدن و با وجود اینکه مطمئنم شما خانوم پاک و درستی هستید ( همین مسئله نگرانی شما از زندگیتون اینو می رسونه ) نکنه کسی باشه که یه ذره توجه شما رو جلب کرده باشه ( شخص سوم ) حتی در فکر شما و همین شما رو نگران کرده باشه؟
    امیدوارم سوالم ناراحتتون نکرده باشه
    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ریزش مو و اعتیاد پدرم و بیزاری از هویتم - چه کنم؟
    توسط Yellow.king در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 66
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 تیر 95, 21:31
  2. ما مشکلی نداریم اما سر کوچکترین چیزا بطور افتضاحی باهم قهر میکنیم
    توسط Agreen در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 شهریور 92, 21:05
  3. کم کردن میزان خواب
    توسط داملا در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 05 شهریور 90, 07:46
  4. همه چیزدرموردچاقی
    توسط tina_asheghetanha در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 09 خرداد 87, 07:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.