عجب افتخاری نصیب بنده حقیر شد !
تا فرشته جون نیومده بگه : فرانک عزیزم درس جدید چی یاد گرفتی؟ خودم میگم :
1- این آقای خواستگار همکار که به بنده علاقمند شده واسه اینکه نظر منو جلب کنه و مثلا خودشو با من سازگار نشون بده سعی کرده ظارهشو با ظاهر من هماهنگ کنه!
یعنی به خود زحمت دادن و تحمل سختی به خاطر دختر مورد علاقه!
2- اینم از پا قدم آقای خواستگاره بنده ست که آقای مدیر گرامی یه خبر خوب رو تو این تاپیک بیان کردند و ما اینو به فال نیک میگیریم
3- خودم الان میگم که دیگه باهاش کاری ندارم و ناراحت هم نیستم و کلا ندیده و نشنیده میگیرم که انگار از اول نبود.
یعنی استفاده از تکنیکهای تمرکز زدایی و توقف فکر
( و اینم از خودمه : تکنیک خود را به کوچه علی چپ زدن)
4- برای مشکلات دیگه هم توکل میکنم به خدا و تلاشمو چندین برابر میکنم البته خدا باید بهم توان مضاعف بده تا بتونم وگرنه همین پوست و استخوانم که دارم از دست میدم
شکر خدا پدرم حالش چند روزه که خوبه
مادرمم فعلا دکترش گفته دست نگهدارید تا واحد لیزر بیمارستان مربوطه خوب راه اندازی بشه بعد عمل میکنم
خواهرامم خوبن
برادر زاده مم دیروز داداشم گفت حالش خوبه و میره مدرسه(الیه عمه به قربونش بره)
از همه تون ممـــــــــــنوم![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)