سلام دوست عزیز
می خوام کمی از کارهایی که خودم میکنم واست بگم درسته خوشبختانه من مهربونترین پدرومادر رو دارم که تایپک شمادوست عزیزم باعث شدکه بیشتردرمورد رابطم باهاشون فکرکنم که ازاین لحاظ ازتون واقعا ممنونم چون بعضی وقتها شده که مخصوصا بابام با تمام احساسش آمده سمتم وبغلم کرده و بوسیده ولی چون خسته بودم اون لحظه شاید از کارش زیاد خوشم نیومده ولی حالا که حرفهای شمارو خوندم یه تلنقری بود که بفهمم که باید اون لحظه قدر محبت پدرمو بدونم
راستش من با مامانم خیلی راحترم نسبت به بابام واسه همین خیلی وقتها میشه که مامانم خسته هست و حوصله نداره و من اون موقع سعی میکنم که من به مادرم نزدیک شم اون لحظه هست که محکم بغلش میکنم و از ته دل می بوسمشالان هم که دارم اینو می نویسم شدیدادلم هواشو کرده
(آخه الان سرکارم) البته هردوشون رو بی اندازه دوست دارم ولی تا حالا متاسفانه نتونستم تا این حد با بابام راحت باشم
ولی همیشه به داشتن پدر مهربونم افتخار کردم چون هیچ وقت واسمون تاجایی که بتونه از هیچ لحاظ کم نمیذاره و همیشه سعی میکنه باهامون کاملا صمیمی باشه ومثل بعضی از پدرا هیچ وقت خودشو نمیگیره
.
پس توهم دوست عزیزم سعی کن قدم اول رو خودت بردار و خودتو بیشتر به پدرو مادرت نزدیک کنی حتما نتیجه میده
اینجا میخوام از خدای مهربون خودم به خاطر همه ی نعمتهاش مخصوصا داشتن پدرومادر مهربونم سپاس گزاری کنم خداجونم ازت خییییییلی خیییییییییییلی ممنونم خدا جونم کمکم کن تا بتونم قدر نعمت هاتو بدونم
دختر مهربون از خدا میخوام کمکت کنه تا شما هم بتونی رابطتو با خونوادت صمیمی تر کنی
دوست عزیزم یاسا جان به نظرم آدم ها می تونن در همه حال مستقل باشن ونمیشه گفت اگه آدم با خونوادش صمیمی باشه حتما تو زندگیش مشکل پیدا میکنه من خودم به شخصه معتقدم اگه آدم کمی مدیریت داشته باشه و بدونه هر کسی و هر چیزی جای خودشو تو زندگیش داره هیچ وقت مشکلی پیدا نمیکنه و این خود ما هستیم که نباید اجازه بدیم کسی تو زندگی خصوصیمون دخالت کنه







الان هم که دارم اینو می نویسم شدیدادلم هواشو کرده
(آخه الان سرکارم) البته هردوشون رو بی اندازه دوست دارم ولی تا حالا متاسفانه نتونستم تا این حد با بابام راحت باشم
.


علاقه مندی ها (Bookmarks)