عزیزان منظور من از سوال ، این بود
اون الان دانشحوی یه رشته مهندسیه و قیافه اش هم خوبه و خیلی هم چشم پاک و مومنه ... فکرکردم اون تو دانشگاه انواع و اقسام تیپ ها و قیافه ها و بی حجاب و با حجاب و مهندس کنارشه . این 4 سال و نیم میتونست کسی رو خیلی محترمانه و حتی نامحسوس زیر نظر بگیره و درنهایت ازدواج کنه اما این کارو نکرده چرا ؟؟
در حالیکه اکثر دخترها و پسرها از خداشونه حتی بدون قصد ازدواج هم این مدت با کسی باشن(سوء تفاهم نشه عزیزان، همیشه یه عده هستند که واقعا خوب هستند و الگو)
آقای فرهنگ 27
شما هرچی صریحتر و رکتر صحبت کنید من بهتر میتونم خودمو بشناسم و تصمیم بگیرم
حق با شماست ، به خاطر بالاتر رفتن سن و محدود شدن انتخابم میترسم اما دلیل چیزهایی که در مورد این پسر گفتم (مثلا خصوصیات مثبتش ) اصلا این نیست چون اگه تنها ترس تنها موندن بود میتونستم به خواستگار دیگه ای جواب مثبت بدم(البته منظورم اون همکار جالبم نیست ها)یا اینکه سالها پیش به این دلیل ازدواج کرده بودم اما من از همون اول که فکر ازدواج افتاده تو سرم تا حالا شاید از 10 سال پیش ، هرگز نخواستم ونمیخوام به خاطر بالا رفتن سن یا حرف مردم یا ظواهر ازدواج ، اینکارو بکنم وگرنه خیلی وقت پیش این کارو میکردم.
آقای tesoke صحبتهای شما رو کامل تایید میکنم ، منظور منم همین بود و برام مهمه چون دلیلش برام مهمه!
همون اعتقادات و ایمان که برای من حرف اولو میزنه....و همین باعث شد بهش فکر کنم که وقتی شرایط براش مهیا بوده و خیلیها هم حاضرن باهاش دوست بشن یا ازشون خواستگاری کنه ، چرا اینکارو نکرده ؟؟
به نظر خودم همون ایمان و اعتقادت مانع شده . اما حالا قصد ازدواج داره با این وجود بازم تو محیط دانشگاه کسی رو مناسب ندیده و اومد سراغ من چرا ؟
از چند نفر پرسیدم ، گفتن خب این سوال کردن داره ؟ اون تو رو مناسب دیده ، همین!
در مورد من هم که نمیدونسته چند سالمه و حتما فکر کرده یا هم سنیم یا من کوچیکتر هستم و اگه قبول کنم تو فاصله آشنایی و خواستگاری و نامزدی و عقد و چند ماه هم بعد از عقد اون میتونه سربازیشو تمام کنه و به نظرم این فکر بدی نیست اما وقتی بهش گفتم واقعا چند سالمه و خودم هم تاکید کردم که خوب خوب در موردش فکر کنه ، بازم فکر کرده که با این وضع حدود یکی دوسال هم معطل شدن درست نیست به خاطر سن من نه خودش و حق هم داره.








)یا اینکه سالها پیش به این دلیل ازدواج کرده بودم اما من از همون اول که فکر ازدواج افتاده تو سرم تا حالا شاید از 10 سال پیش ، هرگز نخواستم ونمیخوام به خاطر بالا رفتن سن یا حرف مردم یا ظواهر ازدواج ، اینکارو بکنم وگرنه خیلی وقت پیش این کارو میکردم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)