ممنون از همتون که وقت گذاشتید و خوندید و منو راهنمایی کردید..یک دنیا ممنون ازتون
من فرزند دوم خانواده ام و یه خواهر 24 ساله دارم که ازدواج کرده!
والا از اول ازدواجشون اینطور که میگن مشکلاتی داشتن! مشکلات مادر شوهر و عروس
متاسفانه خانواده پدرم امروزی هستن و روشن فکرن و مامانم خیلی معتقد و نماز خون ... خیلی اینجوری نیست که چادری باشه ... فرض کنید زن عمو من تو خونه مادربزرگم با یه تاپ و بدون روسری جلو بابای من مییشینه و مادرم جلو عموم روسری سرشه! که همین رفتار ها باعث بیشتر دعواهاشونه! ( آره تو با زن برادرت میگی میخندی از این حرفا...)
متاسفانه بابام به هیچ کس اعتماد نداره جز من..چون پسرم! به دخترش بی اعتماده .. به زنش هم همینطور! در صورتی که مادر من خیلی با خداست و اگرم جایی تنها بره من 100000% مطمئن هستم دنباله کاره دیگه ای نیست.. بابام دوست داره با مسخره کردن مامانم جلو زنهای دیگه... خودشیرینی کنه و حواص اونا رو به خودش جلب کنه :|
من نمیدونم چیکار کنم که اینکارو نکنه! روم نمیشه باهاش صحبت کنم...اگر حرفی بزنم میگه تو از رو احساسات حرف میزنی از رو منطق حرف بزن... تو اون موقه ها نبودی...








علاقه مندی ها (Bookmarks)