بعضی وقتها که آدم مطلب را بدون بازبینی می فرسته، واقعا براش گرون تموم میشه.نوشته اصلی توسط بی دل
من نمی تونم اینو قبول کنم. یعنی شما خانوم ها قبل از هر اقدامی تصمیم میگیرین که از کدوم نیم کره یا از چه ترکیبی از اونها استفاده کنین. عمرا اگه این جوری باشین.نوشته اصلی توسط بی دل
اما من بازم اعتقاد دارم که زنان احساسی تر و مردان منطقی ترند. مردان نمی توانند مانند زنان احساسی باشند و زنان نمی توانند مانند مردان منطقی باشند.
اما مسئله ی نامفهوم برای من اینه که شما زنان چه اصراری دارین که یه جوری ثابت کنین مانند مردان منطقی هستین.مگه منطقی بودن از احساسی بودن بهتره. توی تموم آمارهای ازدواج شما زنان وفادارتر از مردان هستین. توی آمریکا، وقتی یه زن مریضی لاعلاج میگیره، مرد با احتمال 12 درصد کنارش میمونه ولی وقتی یه مرد بیماری لاعلاج میگیره، زن با احتمال 85 درصد کنارش میمونه.
همیشه فداکاری مادرانه از پدرانه بیشتره. بیشتر آمارها یه جوری به نفع شما زنهاست. نمیشه که هم مثل ما مردها منطقی باشین و هم از ما احساسی تر. بزارین شما احساسی تر بمونین و ما منطقی تر تا ما هم یه امتیاز + داشته باشیم و شما هم یه امتیاز +.
اگه من یه زن بودم، یه شیپور بزرگ (مثل سور اسرافیل) میگرفتم دستم و میرفتم روی یه جای بلند (مثل قله اورست) تا همه ی دنیا صدامو بشنوند و داد میزدم:
آهای دنیا منو ببینین. منم یه زن. سرشار از احساسات و عواطف. منم که عشق را معنا دادم. و تو ای دنیا، بدون من خالی میشی از احساس و عشق.
مثل این که خیلی زدم تو فاز احساسات.
راستی من اگه زن بودم، اسمم دیگه تسوکه نبود، مثلا آنشرلی بود. نه آنشرلی خوب نیست، موهاش قرمزه. مثلا جودی ابت بود، نه اونم خوب نیست، موهاش مثل دسته ی دوچرخه میمونه. آهان اسمم، ممل بود، دختر فسقلی توی کارتونها.









مگه منطقی بودن از احساسی بودن بهتره. توی تموم آمارهای ازدواج شما زنان وفادارتر از مردان هستین. توی آمریکا، وقتی یه زن مریضی لاعلاج میگیره، مرد با احتمال 12 درصد کنارش میمونه ولی وقتی یه مرد بیماری لاعلاج میگیره، زن با احتمال 85 درصد کنارش میمونه.
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)