سلام **
آن سرش نا پیداست :
بی حد ومرزا است .
از بیخ گوش پرید :
نزدیک بود .
باکد خدابساز ،ده را بچاپ :
شریک دزد ،رفیق قافله
بند را آب برد :
همه سرمایه را از دست دادند .
بوی حلواش می آید :
آفتاب لب بوم .
بی ابر باران کردن : خیلی بهانه جویی کردن .
بی رگ است :
غیرت ندارد .
بی عیب خداست :
کسی بدون عیب نیست .









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)