من فکر می کنم راه حل دوستان که می ګن رابطه ات را با شوهرت تقویت کن راه چندان موثری نباشه. مثل اینکه شما به کسی که هوس باقالی پلو کرده، چلوکباب خوشمزه بدین. می خوره. کیف هم می کنه. اما هرچی هم خوشمزه باشه باز می ګه حالا کی باقالی پلو بخوریم؟ شام چی بخوریم؟
شوهرش باید بتونه خودش را در مقابل این هوس کنترل کنه که ګویا مایل نیست.
بعد هم دنبال مقصر نګردید. هر دو مقصرند. هم جاری و هم شوهر سحر خانم. هر دو دارند مسیر هوس را می رند و عاقبت خوشی هم نداره. اینجور که این خانم مثال می زنه و می ګه و این همه نګرانیش نشون می ده که مساله خیلی جدیه.
به نظر من به وضوح باید در این مورد با شوهرش صحبت کنه. حتی اګه لازم شد با شوهر اون خانوم (برادر شوهرش ).
یک جا ګفته بودی که من متولد روستا هستم. این حرف را حتی وقتی داری با شوهرت بحث می کنی هم نګو. چون فکر می کنند که نقطه ضعف شماست و ازش سواستفاده می شه. کلا این موضوع را فراموش کن. متولد شهر و روستا فرقی نداره. مهم شعوره، فرهنګه، شخصیته، تربیته.
من راه حل مطمعن و قاطعی به نظرم نمی رسه. اما دوستان یه راه حلی بدین که این خانم از این درد راحت بشه و خدای نکرده کار به جاهای باریک و آبروریزی و ... نکشه.
شما ګفتید که با شوهرتون مشکلی نداشتید. الان می ګید که اصلا به حرف شما نمی ره و بچه تون هم به شما بی احترامی می کنه و جواب می ده. می شه بګی به نظرت چرا اینطوری شده؟ مطمعنی مشکل خاصی با شوهرت نداشتی و نداری؟ چرا بچه اینطوری شد؟ چه مدته تو این جمع هستی ( اومدی شهر شوهرت ؟ )؟ اصلا امکانش نیست که برګردید؟ لازمه اینجا باشید؟ زندګیت خیلی مهم تر از این حرفهاست ها. مخصوصا اینکه اګه این آبروریزی درون خانواده باشه یه عمر جلو چشمتونه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)