سلام عسلم
حالت چطوره نازنین
عزیزم شوهرت الان بدجوری با خودشم درگیری داره و واقعا نمیدونه از زندگی و زنش چی میخواد!
تو کار ینمیتونی بکنی جز اینکه سر به سرش نذاری و بذاری تنها باشه .میدونم تو خیلی بزرگواری کردی تا حالا و از این به بعد هم در حقش بزرگی میکنی اما باید صبور باشی و کم نیاری .
عزیز دلم به خدا میدونم خیلی سخته با وشوهرت راحت و صمیمی نباشی و تازه اذیتت هم بکنه اما به وقل دوستان اون باید این دوره بحرانی رو طی کنه تا اول خودش بفهمه اصلا برای چی ازدواج کرده ؟
برای پول ؟ برای اینکه تو و رشته تحصیلیت وسیله ای بشین واسه پول درآوردنش ؟
باید خودش اول اینها رو بفهمه تا بعد بتونه به زندگی اروم برگرده...
سنش کمه سخت میتونه منطقی برخورد کنه و نتیجه تصمیمی که خودش مثلا با عشق گرفته رو بپذیره !
اینه که از این شاخه به اون شاخه می پره و گیر داده به رشته تحصیلی تو که الان نمیشه ولش کنی و اگه ولش هم بکنی طول میکشه تا رشته مورد علاقه اون قبول بشی و از کجا معلوم که تا اون موقعه هزار بهانه دیگه نیاره ؟!
پس بذار با خودش بجنگه و متوجه اشتباهاتش بشه ...
تو مثل قبل صبوری و بزرگواری کن و برای نجات زندگیتون هرکاری میتونی انجام بده عزیزم .
اون مرد توه و هر چقدر هم بددهنی کنه و پرخاشگری بازم غرور داره و این غرور براش خیلی با ارزشه که تو باید مواظب باشی این حربه شو ازش نگیری هرچند اون غرور تورور میشکنه اما جنس زن همیشه مهربونتر و بخشنده تره عزیزم