به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 74

Threaded View

  1. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 93 [ 18:17]
    تاریخ عضویت
    1389-10-29
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    3,401
    سطح
    36
    Points: 3,401, Level: 36
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    465

    تشکرشده 473 در 146 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: طلاق عاطفی، جدایی یا ادامه زندگی؟؟

    ممنونم blue sky از توجهت

    اول به سوالاتت جواب می دم و بعد هم یکم در مورد خودمون می نویسم می دونی من اینقدر مغرورم که تا حالا با هیچکس درددل نکرده بودم و سعی می کردم همه مشکلات رو خودم حل کنم و نمای زندگیمون از بیرون زیبا به نظر برسه ولی حالا به جایی رسیدم که دلیل برای ادامه زندگی کم آوردم...
    من 28 سالمه و شوهرم 33 سالشه، 5 سال پیش آشنا شدیم به شکل سنتی خواستگاری قبل از اون شب اصلا ندیده بودمش، تقریبا 6 ماه بعدش عقد کردیم بدون اینکه به شناخت کافی از هم برسیم بعد از یک سال هم ازدواج کردیم. توی تمام مدت آشنایی و عقد نشانه های اختلاف رو می دیدم و خودم رو گول می زدم، به خودم می گفتم بعد از ازدواج درست می شه ولی نشد، می ترسیدم که به همه بگم اشتباه کردم، ادامه دادم تا کسی ضعفم رو نبینه!!
    الان تقریبا 3 سال و نیمه که زیر یک سقف زندگی می کنیم. بچه نداریم با وجود اینکه خیلی بچه دوست داریم (هم من و هم اون) نه شرایط اجازه داده و نه من دوست دارم یک موجود معصوم رو درگیر یک محیط بی عاطفه کنم. راستش گاهی فکر می کنم اصلا دوست ندارم یه بچه شبیه همسرم داشته باشم با همین خصوصیات.
    از رابطه جنسی مون هم که دیگه چیزی نمونده، علاقه ای ندارم، نمی تونست من رو راضی کنه، من هم دیدم دارم خودم رو گول می زنم، احساس می کردم یه وظیفه ست و فقط به خاطر اینکه زن و شوهریم باید ادامه بدیم ولی این وضعیت عصبی ام می کرد، به همین خاطر دیگه ادامه ندادم، فاصله ها زیاد و زیادتر شد و حالا یک ماهی هست که رابطه نداشتیم. اون رابطه رو دوست داره اصلا یکی از دلایل ازدواجش همین بود، یکی از دلایل ازدواج خیلی ها همینه، آرامش جنسی....
    نفر سومی هم توی زندگی من که نیست توی زندگی اون هم فکر نمی کنم کسی باشه، یعنی مطمئنم که کسی نیست.
    می دونی blue sky جون، گاهی فکر می کنم من فقط براش یه اسباب بازی توی تختم، همین!! بارها به خودش هم گفتم ولی انکار می کنه و تغییری ایجاد نمی شه.
    توی این چند سال فهمیدیم که هیچ حرف مشترکی نداریم که با هم بزنیم!! از همون روز اول من و اون حرف مشترک نداشتیم... تمام حرفهای مشترک ما مربوط به مسائل ساده زندگی بود، غذا، خونه و امور مربوط به اون و کار... همین شاید هم گاهی سریال ویکتوریا یا سالوادور...
    اینها تمام حرفهای مشترک ما بودند...
    سعی می کردم که به علاقمندیهای اون علاقمند بشم ولی با اینکار خودم رو فراموش کردم چون اون هرگز نمی دونه من به چی علاقه دارم و چی شادم می کنه!
    من و اون دیگه با هم زندگی نمی کنیم فقط همزیستی مسالمت آمیز داریم درست مثل تمساح و پرنده ای که بین دندونهاش رو تمیز می کنه و خودش هم غذا می خوره. ولی من همزیستی نمی خوام، من یه زندگی عاشقانه رو می خواستم. خیال واهی داشتم که مردها رو می شه بعد از ازدواج تغییر داد...

    زندگی من از همون اولش با رنجش شروع شد، خوشیهایی هم داشته ولی من رنجش ها رو بیشتر یادم مونده، ماه عسلی داشتم بیا و ببین... به خودم نفرین می کردم و می خواستم فرار کنم، جواب تمام دعواهای شب عروسی رو من توی ماه عسل پس دادم میدونی شوهرم خیلی گوشی ا، (البته الان بهتر شده شاید دلیلش اینه که دور از خانواده اش زندگی می کنیم.)
    شب عروسی هر کی هر چی گفته بود و هر کاری کرده بود من باید جواب می دادم!!! اونم توی ماه عسل!!!
    گاهی فکر می کنم همه عروسها مثل من هستند؟؟ نمی دونم
    یادمه که دعوای بدی با هم کردیم و سرم داد کشید، من توی دعوا خیلی ضعیفم و زود کم میارم و گریه ام می گیره، رفتم یه گوشه هتل تا نصفه شب گریه می کردم. خیلی وقتها بعد از دعوا سعی نکرد از دل من در بیاره و من برای آشتی پا پیش می ذاشتم.
    از این دعواها زیاد داشتیم، هنوز هم داریم...

  2. 3 کاربر از پست مفید lonely sky تشکرکرده اند .

    lonely sky (شنبه 07 اسفند 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بیا یاد بگیریم زیبایی ظاهری، مهمان امروز و فردای زندگی ماست.
    توسط به دنبال خوشبختی در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 03 شهریور 94, 14:06
  2. ضروری، با جاری حسود و مغرور چه کنم؟ لطفا راهنمایی کنید.
    توسط سمیرا2014 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 06 اسفند 92, 20:21
  3. پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 آذر 91, 02:16
  4. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 خرداد 91, 02:19
  5. مشکل من با همسرم ( افسردگی، بی توجهی، جنسی ) بعد از رفتن به مشاور
    توسط نیلا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 85
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 اردیبهشت 90, 13:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.