بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
الم ﴿1﴾
الم
غُلِبَتِ الرُّومُ ﴿2﴾
روميان شكستخوردند
فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ ﴿3﴾
(و اين شكست) در سرزمين نزديكي رخ داد، اما آنها بعد از مغلوبيت به زودي غلبه خواهند كرد.
فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ ﴿4﴾
در چند سال، همه كارها از آن خدا است، چه قبل و چه بعد (از اين شكست و پيروزي) و در آن روز مؤ منان خوشحال خواهند شد.
سوره ی: روم
خداي سبحان در آغاز سورهي مباركهي "روم" از پيروزي قطعي روميان در آينده خبر مي دهد "الم * غلبت الروُم * في أدني الأرض وهُمْ من بعْد غَلَبِهم سَيَغْلبون" سورهي روم، آيات 1 ـ 3 : روميان اكنون شكست خورده اند، ولي ـ به طور يقين ـ در سالهاي آينده بر دشمنان خود پيروز خواهند گشت، چون امپراطوري هاي جهان در آن عصر غير از ايران و روم، كشور ديگري نبود و چون نبرد بين همين دو امپراطوري بود لذا نامي از كشور غالب به ميان نيامد؛ زيرا معلوم بود كه امپراطوري روم شكستي از غير امپراطوري ايران تحمّل نمي كند.
شأن نزول اين آيهي كريمه كه مشتمل بر اخبار غيبي است، آن است كه مشركين آن زمان، بر ضدّ مسلمين دست به شايعه پراكني و تبليغات مسموم زده بودند و مي گفتند: روميان كه ادعاي اهل كتاب بودن را دارند، از دشمن خود شكست خوردند، پس ما نيز مي توانيم شما مسلمين را كه ادعا داريد كتاب الهي بر شما نازل شده، شكست دهيم و روشن مي شود كه سخن شما و روميان هر دو دروغ است وگرنه خداي شما به روميان كه اهل كتابند كمك مي كرد و نمي گذاشت آنها شكست بخورند.
مسلمانان نيز از اين حادثه و از تفسير نادرست آن كه نوعي تلقين منفي و تفأّل به شرّ بود، نگران بودند؛ در اين حال بود كه آن خبر غيبي، توان تازه اي به مسلمانان داد و پس از مدّتي، روميان پيروز گشتند و صدق اين خبر غيبي روشن گرديد
روند تكامل زمين
نوشته: دكتر عبد الرؤوف مخلص
و باز هم در زمين باقي ميمانيم.
قرآن كريم در آيات 30 و 31 سورهء نازعات ميگويد:
]وَالأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا[
«و زمين را بعد از خلقت آسمان بگسترانيد و از آن آب و گياه پديد آورد»
آيهء كريمهء فوق، به وضاحت ميرساند كه زمين از آغاز امر خلقت به شكل كنوني خود نبوده، بلكه مدت زمان طولانيي بر آن گذشته است كه خداي عزّوجلّ آن را در طي اين مدت هموار و آمادهء بهرهبرداري ساخته است.
آيهء كريمه به طوري شگفتانگيز با جديدترين اكتشافات علمي تفسير ميشود، چه تازهترين رهآوردهاي علم جديد با اين آيهء مباركه انطباق كامل دارند. اين رهآورد جديد علم، همانا «تئوري دورشدن قارهها از يكديگر» يا «Theory Of Drifting Contionents» ميباشد. خلاصهء آنچه را كه اين تئوري مطرح ساخته، عبارت از اين است كه قارههاي كرهء زمين در زماني از زمانها اجزاي به هم چسبيدهء يكديگر بوده اند و سپس آرام آرام به پارچهشدن و دورگرديدن از همديگر آغاز نموده و به اين ترتيب تدريجاً قارههاي جداگانهيي را كه درياها و اقيانوسهاي بزرگ در ميان آنها حايل گرديده است، تشكيل دادهاند. اين نظريّه براي اولين بار در سال 1915م و درست در هنگامي مطرح گرديد كه متخصص و كارشناس مشهور علم «طبقات الارض» استاد «فريد واگنر» آلماني چنين اعلام نمود: «اگر ماتمام قارهها را به همديگر نزديك گردانيم، اين قارهها طوري با هم متصل و پيوسته ميگردند كه يك پيكر واحد و همسان را تشكيل ميدهند، بي آنكه در ميان آنها كمترين فاصله و يا شكاف ناهمگوني قرارداشته باشد. درست همانگونه كه در بازیهاي معما گونهء موسوم به «Jigsawpazzle» رونما ميگردد».
شواهد و قراين زياد علميي وجود دارد كه به تئوري دانشمند آلماني فوق الذكر قوت و قطعيت ميبخشد. از جملهء اين شواهد وجود كوههاي همانند و يكسان در سواحل درياهاي مختلف است، كوههاي كه عمر زميني آنها نيز يكي ميباشد. نشانهء ديگر عبارت از وجود حيوانات، نباتات و ماهیهاي همانند و هم خانواده در اين سواحل دور از همديگر است. البته همين مشاهدات است كه دانشمند مشهورعلم نباتات پرفسور «رونالدگود» را وا داشته تا در كتاب «جغرافياي گلهاي نباتي» «Geography Flowering Plants» چنين بگويد : «دانشمندان علم نباتات به اتفاق تئوريي را كه ميگويد: بخشهاي مختلفهء زمين روزگاري به يكديگر پيوسته بودهاند، پذيرفتهاند چه بدون پذيرش اين تئوري، تفسير پديدهء وجود نباتات همانند در قارههاي مختلف نيز ناممكن ميشود».
شواهد علمي فوق به تنهايي كافي بود تا تئوري «پيوستگي قارهها» را قطعي سازد، اما بعد از اكتشافات علم جاذبهء فسيلي «Fossil Magnetism» ديگر هيچ جاي ترديد و درنگي در مورد علمي بودن تئوري فوق الذكر باقي نماند؛ زيرا دانشمندان فوسيلشناس بعد از بررسي فوسيلها و سنگوارههاي مختلف، اين توانمندي را پيدا كردند تا موقعيت هر سرزميني را كه در آن اشيا و اجسام به سنگوارههاي فوسيلي تبديلشده اند، مشخص گردانند. چنانکه بررسیهاي علم فوسيل شناسي با قوانين «جاذبيت زميني» نيز مورد تأييد قرار گرفته است؛ قوانيني كه اثبات ميكند بخشها و قارههاي مختلف زمين در روزگاران بسيار دور، نه در مكانهاي فعلي خود بلكه درست در مكانهايي قرار داشته اند كه تئوري «دورشدن قارهها از همديگر» آنها را مشخص گردانيده است.
پروفسور «بلاكيت» استاد علوم طبيعي در فاكولتهء سلطنتي لندن در اين رابطه ميگويد:
«بررسي سنگهايي در كشور هند نشان ميدهد كه اين سنگها در حدود هفتاد ميليون سال قبل، در جنوب خطّ استوا قرار داشته اند. به همين ترتيب، بررسي كوههاي جنوب افريقا نشاندهندهء اين حقيقت است كه قارهء افريقا، سيصد ميليون سال قبل، از قطب جنوب جدا شده است».
بلي عزيزان! بايد گفت كه آيهء (31 ) سورهء مباركهء نازعات كه محور بحث اين حلقهء ماست، در توصيف تطوّر تكاملي زمين، واژهء «دحو» را به كار گرفته است كه معني آن همواركردن و پراكنده ساختن است. چنانکه اعراب ميگويند: «دَحَا الْمَطَرُ اَلْحصي ـ باران سنگريزهها را هموار و پراكنده ساخت». و اين البته عين همان مفهوم انگليسي «Drift» را ميرساند كه در امر تعبير از تئوري جديد جغرافيايي فوق، به كار گرفته شده است.
بناءً با اين توافق تكاندهندهء علم جديد با متن آيهء مباركه، حتي شكاكترين انسانهاي روي زمين هم نميتوانند به اين حقيقت ايمان نياورند كه اين كلام معجز بيان، فقط ميتواند از نزد ذاتي صادر شود كه با علم و قدرت لايزال خويش، بر گذشته، حال و آينده به طور يكسان احاطه دارد. سبحانك ياربّ!
اشاره قرآن به پرده های جنینی!
لطفا به این آیه فکر کنید:
زمر6
... او شما را در شکم مادرانتان آفرینشی بعد از آفرینش دیگر در میان تاریکیهای(ظلمات) سه گانه می بخشد، این است خداوند ، پروردگار شما،که جهان از آن اوست ،هیچ معبودی جز او وجود ندارد ،با این حال چگونه از راه حق منحرف می شوید؟!
ظلمات (تاریکیها = پوشیدگیها) سه گانه در شکم مادران باردار چیست؟!
پس از لقاح اسپرم و تخمک و تشکیل جنین،جنین حرکت خود را به سمت رحم ادامه می دهد.پس از آنکه جنین به داخل رحم رسید پس از تغییراتی بلاستوسیت نام می گیرد و آنگاه در دیواره رحم نفوذ می کند و در آنجا مستقر می شود.سلولهای توده درونی بلاستوسیت طوری ردیف می شوند که صفحه ای دوجداره را تشکیل می دهند سپس سلولهای زیرین ،حفره ای را در درون خود پدید می آورند که لوله گوارش اولیه نام دارد.بعدها همین قسمت لوله گوارش اصلی و بعضی ساختارهای درونی را می سازد.حال آنکه سلولهای دیگر که جنین را از اطراف می پوشانند اکتو درم را می سازند.لایه سومی هم به نام مزودرم در فاصله میان اکتودرم و آندودرم به وجود می آید.این سه لایه در مجموع به لایه های جنینی موسومند و در مراحل بعد از هر کدام بافتها و اندامهای ویژه ای حاصل می آیند!( آفرینشی بعد از آفرینش دیگر)
از طرفی در اطراف جنین پرده هایی وجود دارند که کار محافظت جنین را انجام می دهتد!
این پرده ها کلا 4 پرده هستند اما آن پرده هایی که کاملا اطراف جنین را پوشانده اند 3 پرده هستند!
پرده هایی با نامهای کوریون،الانتوئیس،کیسه زرده و آمنیون
وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیاتِهَا مُعْرِضُونَ (انبیاء/32)
و آسمان را سقفی محفوظ[بر فراز زمین]قرار دادیم، که اینان از نشانههای آن روی گردانند».
بر مبنای آیه یاد شده،آسمان، بر فراز زمین و حتی دیگر کرات نیز، چون سقفی مستحکم، سپری محافظ در برابر خطرات ناشی از سقوط یا برخورد شهاب سنگهای آتشین و نیز اشعه های مضر و کشنده کیهانی است.
یافته های علمی اخترشناسان قرن بیستم پرده از این راز گشوده است که بقای حیات در روی زمین برای انسانها، حیوانات و گیاهان، در گرو وجود پوشش هوایی مخصوصی است که بتواند با کارکردهایی چندگانه هم جلوی برخورد شهاب سنگها و تشعشعات مرگبار خورشید را گرفته و هم ضمن عبور پرتوهای بی خطر ولی حیاتی و نیز امواج رادیویی خورشید، دمای زمین را همواره متعادل نگاه دارد.
و این بعدیست از اعجاز طبیعی قران کریم و گواه صدقی بر حقانیت این کتاب آسمانی.
توضیح بیشتر اینکه «گرد زمین را پوشش هوایی ضخیمی فرا گرفته، که عمق آن به 350 کیلومترمیرسد. هوا از گازهای«نیتروژن»-به نسبت 03/78 درصد و«اکسیژن»به نسبت99/20 درصد و اکسید کربن به نسبت 04/0 درصد و بخار آب و گازهای دیگر بهنسبت 94/0 درصد ترکیب یافته است. این پوشش هوایی با این حجم ضخیم و بااین نسبتهای گازی فراهم شده در آن، هم چون سپری آسیب ناپذیر، زمین را دربر گرفته و آن را از گزند سنگهای آسمانی که به حد وفور (1) به سوی زمین میآیند و ازهمه اطراف، تهدیدی هولناک برای ساکنان زمین به شمار میروند، حفظ کرده زندگی را بر ایشان امکان پذیر میسازد.
فضا انباشته از سنگهای پراکندهای است که بر اثر از هم پاشیدگی ستارههایمتلاشی شده به وجود آمدهاند. از این سنگها به صورت مجموعههای بزرگ وفراوانی پیرامون خورشید در گردشند و روزانه تعداد زیادی از این سنگها موقعنزدیک شدن به کره زمین به وسیله نیروی جاذبه به سمت زمین کشیده میشوند. اینسنگها برخی بزرگ و برخی کوچک و با سرعتی حدود(60-50) کیلومتر در ثانیهبه سوی زمین فرود میآیند، که سرعتی فوق العاده است. ولی هنگامی که وارد لایههوایی میشوند در اثر سرعت زیاد و اصطکاک فوق العاده با ذرات هوا، داغ شده شعلهور میشوند و در حال سوختن یک خط نوری ممتد به دنبال خود ترسیممیکنند و به سرعت محو و نابود میشوند که به نام شهاب سنگ شناخته شدهاند.
برخی از این سنگ پرتابها آن اندازه بزرگاند، که از لایه هوایی گذشته، مقداری ازآن به صورت سنگهای سوخته با صدای هولناکی به زمین اصابت میکند.
این خود از آثار رحمت الهی است که ساکنان زمین را از آسیب پرتابهایآسمانی فراوان در امان داشته و پوششی بس ضخیم آنان را از گزند آفاتگرداگردشان محفوظ داشته است که اگر چنین نبود، امکان حیات بر روی کره زمینمیسر نبود. به علاوه در مورد پوشش اطراف زمین وجود لایه ازن از اهمیتبالاییبرخوردار است. این لایه که در اثر رعد و برق به وجود میآید، زمین را در برابرپرتوهای مضر کیهانی محافظت میکند. اگر این لایه نبود حیات روی زمین ممکننمیشد. که تفصیل آن در جای خود آورده شده است. پس همواره باید گفت:
...سُبْحَانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ (زخرف/13).»
پاک و منزه است کسی که این را مسخر ما ساخت، وگرنه ما توانایی تسخیر آن را نداشتیم »(2)
.................................................. ..............................................
البته در اینجا احتمال دیگری نیز می تواند مطرح باشد و آن اینکه «شاید مراد از محفوظ بودن آسمان، حفاظت آسمانها از آمد و رفت شیطانها باشد، چنانكه در جاى دیگر مىفرماید:
« وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَیطَانٍ رَجِیمٍ »








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)