ممنون از جوابتون،
نه رابطه جنسی با ایشون ندارم و دوست هم نداره زیاد من به خرج بیافتم،
قصدم اگر مطمئن بشم که اون کسی که من فکر می کنم هست ازدواجه.
ولی اگه به خانوادم بگم فکر نمیکنم برخوردخوبی بکنن، اولین جمله ای که بهم میگن اینه که مگه دختر قحط بود که از یک زن مطلقه خوشت اومده.
شما هیچی از ایشون نمی دونید جز حرفهایی که در این مدت کوتاه رد و بدل شده و احتمالا بخاطر ظاهر آرومشون ( معمولا بخاطر شکست و افسردګی و ... ) و شاید جذابیت یا معصومیت چهره شون دارید قضاوت می کنید. سه ماه آشنایی که ګویا سطحی است نه عمیق.
فکر کنم این نظرتون تا حد زیادی درسته.
اگه شما جای خواهر من بودید و از این قضیه اطلاع داشتید چه نصیحتی می کردید؟
نه من قهرمان نیستم، و حرف شما هم قبول ندارم !!!
1) اول باید با عقل انتخاب کنید و بعد احساس خودش بوجود میاد. شما اول بااحساس جلو رفتین.
احساس خوش به وجود می آید !!! (مگه احساس علف هرزه که خودش به وجود بیاد)، بله درسته هم عقل باید باشه و هم احساس و اگه عقل نبود من الان اینجا نبودم، و امیدوارم شما با این قانون تو زندگیت حرکت نکنی،
بازم ممنون از جوابتون.
یک سوال دیگه، خاله من لیسانس رواشناسی هستش، بهتر نیست قبل از این که درباره این موضوع با خانوادم صحبت کنم این موضوع رو با خالم مطرح کنم؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)