نیاز امروز ما


محبت و ارتباط چه می کند؟

امام چگونه انسان می سازد؟

چرا این قطعات زیبای کربلا را ما از کربلا جدا کردیم؟

چرا این قسمت مقدمه راه را که هم سنگ هم شأن و هم شانه متن است، از مخاطبانمان دریغ کردیم؟

چرا اینها را نمی گوییم؟

اما ستم دیگر به خود متن است؛ متأسفانه خود حادثه را نمی گوییم. ما از تمام این حادثه، می آییم مستقیم وارد عاشورا می شویم و حتی این هفت هشت روز کربلا را به درستی نمی گوییم و می آییم وارد عاشورا می شویم و از عاشورا هم می گذریم و راست می آییم کنار گودال قتلگاه و فقط جدا شدن سر اباعبدالله علیه السلام را طرح می کنیم؛ لابد برای این که بیشتر بتوانیم اشک بگیریم. اشک گرفتن بسیار خوب است و از اضلاع لازم کربلاست؛ زیرا کربلا، سوزناک ترین حادثه تاریخ ماست و باید این را مطرح کنیم و اشک، پل زدن عاطفی است و بعد ارتباطی میان قلب و اندیشه و حرکت ایجاد می کند؛ اینها همه لازم است؛ اما چرا ما به ابعاد دیگر توجه نمی کنیم و از این همه زیبایی، لطافت و چشم اندازهای شگفت می گذریم؟
اگر زینب سلام الله علیها فرمود که من در کربلا جز زیبایی ندیدم، چرا این همه صحنه زیبا، از نگاه ما دور مانده است؟
چرا در کربلا روابط همسر با همسر، پدر با فرزند، برادر با برادر و برادر با خواهر، تحلیل و بررسی نمی شود؟ اینها نه تنها عطش امروز جامعه ما، بلکه عطش همیشه ماست؛ یعنی تا ما هستیم، نیازمند الگوهایی هستیم که چراغ راه ما برای رفتن به والاترین و زیباترین مقصد باشند و همه اینها را کربلا دارد. کربلا هیچ کَم ندارد و صحنه کاملی است.

سید قطب در وصف اسلام گفته است: «اسلام، دینی است کامل، صالح و به هم پیوسته»؛ کربلا هم همین گونه است. کربلا، حادثه ای است کامل، صالح و به هم پیوسته. انفکاک و تجزیه اجزای آن از همدیگر، ستم به کربلاست. این حادثه را باید کامل دید و کامل به آن نگاه کرد.

من از همه کسانی که در زمینه کربلا، به مداحی، روضه خوانی و منبر می پردازند و یا رسانه دیگری در اختیار دارند، تقاضا می کنم که کربلا را کامل بخوانند و سعی کنند ناگفته های کربلا را بیان کنند. کربلا هنوز ناگفته و ناشناخته است و بسیاری از اجزای کربلا ناشناخته مانده است.


دکتر محمد رضا سنگری ( عاشورا پژوه و صاحب اثر ارزنده " آیینه داران آفتاب" )


.