سلام ، وقتتون بخیر
خب این خیلی خوبه که احساس علاقه مندی به شخص دیگری در شما وجود دارد.هر کسی از این موهبت برخوردار نخواهد شد.خیلی ها با یک خانوم زیبا و همه چیز تمام ازدواج می کنند ولی هرگز این احساس شما را درک نخواهند کرد.ببینید دلیل و منطق یک چیز است ، احساسات یک چیز است ، فطرت و درون آدمی یک چیز دیگر است.
منطق اشتباه می کند
احساسات فریب می خورد
ولی فطرت چطور؟!آن چیزی که خداوند درون انسان گذاشته و بعد از میلیون ها سال هنوز خیلی از ابعاد آن ناشناخته مانده چطور؟!
فطرت هیچ گاه اشتباه نمی کند.
شما اگر با هزاران منطق "دزدی" را اثبات کنید باز هم پس از "دزدی" احساس خوبی نخواهید داشت چون درون شما از این کار خوشش نمی آید
حال سوال اینجاست.هدف شما از زندگی کردن چیست؟!
درامد ، کار ، موفقیت ، خوشبختی
خب با کمی اندیشه خواهیم دید که "خوشبختی" هدف اصلی است و باقی چیز ها فقط وسیله ای برای رسیدن به خوشبختی است.حال شما درونا احساس می کنید که با آن خانوم احساس خوشبختی می کنید....خب تمام است دیگر.منتظر چه هستید؟!تایید ما؟!
ما اگر بیل زن بودم خب باغ خودمان را بیل می زدیم.من به شخصه هنوز به کسی که می خواهم نرسیدم و تازه همین 2 روز پیش فهمیدم که دلم پیش کیست؟!اونم بعد از یک سال و نیم دوستی با یک خانوم دیگر!
اگر وقتی کنار خانوم هستید واقعا حس لذت و خوشبختی می کنید پس دیگر تامل نفرمایید.کم بودن سن و ... معلول وسیله های خوشبختی اند نه عاملین خوشبختی.روزی 1000 نفر 1000 نفر در 30 سالگی ازدواج می کنند و به شش ماه نرسیده طلاق می گیرند!
همواره راه جلوی پای انسان است
می توان پس از مشورت خانواده ها مثلا قرار عقد را انداخت 1 سال بعد و عروسی رو مثلا 3 سال بعد (بسته به سنت ها و نظر خانواده های طرفین دارد)
من فقط در آخر دلایلی که ممکنه ازدواج شما خدای نکرده ناموفق باشد را شرح می دهم:
1- خانوم به شما علاقه ای نداشته باشد
2- مشکلات مالی به زندگیتان فشار آورد
3- عدم درک صحیح طرفین از یکدیگر و فن همسر داری
خب مورد اول را که باید خودتان متوجه شوید.مورد دوم هم توکل به خدا کنید
اما مورد سوم.شما قبل از خواستگاری و عقد باید آموزش های لازم اخلاقی و تنظیم خانواده را حتما دیده باشید.بی توجهی در این مورد آینده ی مشترک شما را به شدت تهدید می کند.مراکز و منابع آموزشی بسیاری وجود دارد.می توانید در کلاس های ویژه ی این امر شرکت کنید.
همان گونه که کار با اینترنت را با زحمت بسیار فرا گرفتید و حال دارید ازش بهره ی مالی می برید.زندگی مشترک از اینترنت بسیار پیچیده تر و مهم تر است.پس باید چندین برابر برای فراگیری مهارت های همسر داری وقت بگذارید
نکته ی آخر : ممکن است یک موردی باشد که از دید شما پنهان بماند و پس از سال ها زندگی مشترک تازه به آن پی ببرید.مواردی که حتی ممکن است خود شخص از آن مطلع نباشد!برای مثال:
یکی از دوستان من چند وقت پیش ازدواج کرد.این آقا به صورت بیمارگونه ای همسر خود را تحت تعقیب قرار می دهد.باور کنید که من که سال ها با او دوست بودم و یا حتی خودش قبل از ازدواج اصلا از این اخلاق آگاه نبودیم و تا من با چشمای خودم ندیدم ، باورم نشد!
اینجاست که نقش مشاوره قبل ازدواج معلوم می شود.حتما یک مشاوره ی ازدواج رفته تا متخصص تمام رفتار های خاص طرفین را شناسایی کند.به امید اینکه خوشبخت شوید
بهترین آرزو ها نثار شما
پی نوشت : توی اون آزمون هوش هیجانی من 50 گرفتم!











علاقه مندی ها (Bookmarks)