به نام خدا
سلام بهشت عزیز
من خودم اقدام کردم کشوری که همسرم هست با ایرانیها زیاد راه نمیان ضمنن وقتی همسرم میگه من به خاطر تو دارم کارمو ول میکنم میام ایران زندگی کنم چی بهش بگم,بگم نه صبر کن من بیام؟میگه هر 2,3ماه یه بار میرم اونور نهایتا 1ماه هستم بعد میام خب من حرفی نمیتونم بزنم اخه داره به اب و اتش میزنه که بمونه ایران شما بگید من باید چی بگم؟منم ترجیح دادم دیگه در مورد رفتن حرفی نزنم چون این دفعه که اومده میگه دیگه بر نمیگردم
من مسائل دیگری دارم مسئله رفتن فعلا خدا رو شکر تا حدودی حل شده
صبرم خیلی بیشتر شده از قبل و همین طور شکهایی که میکردم تقریبا به حداقل رسیده اما من میخوام این وابستگی و از بین ببرم نمیخوام وابسته باشم میخوام منم زندگی کنم نه فقط برای همسرم چون منم حق زندگی کردن دارم میخوام وقتهایی هم اختصاص بدم به خودم که متاسفانه فعلا تنها به همسرم میرسم خودمو گذاشتم کنار لطفا اگه ایرادی نداره در این موارد راهنمایی کنید منتظرم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)