به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 47

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 29 بهمن 89 [ 08:13]
    تاریخ عضویت
    1389-11-16
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    2,223
    سطح
    28
    Points: 2,223, Level: 28
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    نقش زنی که طلاق گرفته در زندگی من ؟

    سلام
    خانمی 34 ساله هستم چند سال پیش اقایی به من ابراز علاقه کردند و چون ایشان زن و بچه داشتند عنوان کردند که قصد جدایی از همسرشان را دارند و نظر مرا در مورد ازدواج با ایشان پرسیدند و من گفتم بچه را نگه نمی دارم و همسرت را طلاق دادی بیا
    حالا ایشان دوباره برگشته اند و در مراحل طلاق هستند و از من درخواست اشنایی بیشتر دارند و من به ایشان بی نهایت علاقه مندم و همین طور ایشان
    به نظر شما اون خانم در اینده فکر نمی کنه که من زندگی اش را خراب کردم و مشکل برای من ایجاد کنه ؟

  2. #2
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: نقش زنی که طلاق گرفته در زندگی من ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهشت
    کاملا بکش کنار. به اون آقا بگو روزی که کارش تمام شد و مدرک طلاقش دستش بود به شما زنگ بزنه که برنامه تان را مشخص کنید. تا قبل از اون هیچ ارتباطی نداشته باشید.
    من اين توصيه را به اين صورت اصلاح مي كنم:

    کاملا بکش کنار.
    به اون آقا بگو حتي اگر روزی کارش تمام شد و مدرک طلاقش دستش بود به شما زنگ نزنه ،‌چون قصد ازدواج با او را نداريد
    .



    اگر به اين توصيه عمل كرديد. مطمئن باشيد كه شما خانه و زندگي آنها را ويران نكرده ايد.
    در غير اين صورت مسئول طلاق آنها فقط مشكلاتشون نبوده بلكه شما هم بوده ايد. و مطمئن باشيد كه از تيررس فشارهاي آن زندگي و همسرش دور نمي توانيد بمانيد. و مشكلات زندگي آنها بر زندگي شما و حتي آبروي شما سايه خواهد انداخت.




    خلاصه:
    آشنايي و حرف از ازدواج فقط براي كساني كه در تعهد كس ديگري نيستند شروع مي شود. و با هر بهانه اي اقدام به رابطه در وقتي كه زن و شوهري در تعهد هم بوده و طلاق نگرفته اند ، خيانت محسوب مي گردد و مسئوليت آن و مشكلاتش بر عهده كساني هست كه آگاهانه وارد اينگونه رابطه هاي مي شوند .



  3. #3
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نقش زنی که طلاق گرفته در زندگی من ؟

    خانم طالبي

    دريافتي كه از شما دارم ترس است . از چه مي ترسيد ؟

    مي شود خواهش كنم قدري از اين مرد و زن فاصله بگيري و از خودت براي ما حرف بزني ؟

    از چه مي ترسي كه نمي تواني به اين مرد جواب رد بدهي و براي خودت صغري و كبري مي چيني ؟!



    تو اين ها را در چند پست اخر گفته اي


    به هر حال دیر یا زود اون زن طلاق می گیره پس من می تونم به اون اقا بگم بعد از طلاقش به این مساله فکر می کن


    با كمال شرمندگي

    مي داني قديمي ها چه مي گويند و چه ضرب المثلي در اين باب داريم ؟ زن و شوهر دعوا كنند ابلهان باور كنند .

    البته اين ضرب المثل قطعيت ندارد اما از آن طرف هم كه نگاه كني امكانش هست . مگه نه ؟!



    ولی نمی تونم بگم اصلا تو رو نمی خوام
    فکر می کنید این تصمیم عاقلانه است ؟

    نتوانستن تو را با منشا يك ترس درك و دريافت مي كنم . خودت بگو اين ترس از كجا و چه جايگاهي مي آيد .
    بر عاقلانه نبودن تصميم يقين و باور دارم

    نه من پست ها رو خوب می خونم . از دیروز که این خانم اومدن و کولی بازی در اورد تصمیم گرفتم به این اقا بگم دیگه برو تا بعد از طلاق قطعی . ولی نمی تونم توی چشاش نگاه کنم و بگم نه اصلا تو رو نمی خوام

    اين ناتواني كه در كل مسير تاپيك به آن بارها اشاره كرده اي از كجا مي آيد ؟!اين را بگو .

    ولی من می دونم این اقا و خانم جدا می شن چرا شانس خودم رو از دست بدم و به کسی که عاشقانه دوستش دارم بعد از طلاق زنش نرسم

    و درنهايت بازدارنده و صاعقهايت بدجوري كليدش خورده و در پيش نويس كودكانه ي زندگي ات هستي . براي خودت در اين شرايط فكر جدي بكن .

  4. #4
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نقش زنی که طلاق گرفته در زندگی من ؟




    سلام دوست محترم

    توصيه مي كنم كتاب

    نام كتاب : زن دوم
    به قلم : سوزان شاپيروباراش
    ترجمه : منيژه شيخ جوادي ( بهزاد)
    نشر : پيكان

    را بخوانيد

    هر چند كه نويسنده ي كتاب مسلمان نيست و از جايگاه چند همسري اين كتاب به تصوير كشيده نشده است .
    اما از جايگاه زناني كه وارد رابطه با مردي مي شوند كه قبلا زن و بچه داشته اند و.... به تحقيق پرداخته كه براي آگاهي شما در خوش بينانه ترين حالت اين آگاهي ها بد نيست .


    موفق باشيد


    و در پايان دوست دارم به شما بگويم

    سري كه درد نمي كند به دنبال دستمال بستن به آن نباشيد .




  5. #5
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نقش زنی که طلاق گرفته در زندگی من ؟

    در ضمن چند ماهي دست نگاه داريد مثلا يك تايم 18 ماهه به خودتان بدهيد تا هورمونهاي بدنتان قدري فروكش كند و بعد تصميم بگيريد .

    خواندن كتابي كه معرفي كردم يادتان نرود دوست نازنين .

    نقل قول نوشته اصلی توسط talebi90
    چرا هیچ کس منو نمی بینه ؟ من هم یه زنم و احساس دارم گناه من فقط اینه که زمانی با این اقا اشنا شدم که این اقا از زنش می خواسته جدا بشه
    من دلم می خواد که تموم کنم ولی نمی تونم . با توجه به سنم من دیگه انتظار ندارم با یه پسر ازدواج کنم . یعنی شما می فرمایید من حق ازدواج حتی با یک مردی که مترکه کرده ندارم

    عزيزم

    اتفاقا چون تنها تو را مي بينيم اين تاپيك با اين سرعت جلو مي رود و همه به حمايت تو برخواسته ايم .

    شايد بعضي از دوستان در دفاع از آن خانم كه صحبت مي كنند تو بيشتر تحريك مي شوي و بيشتر جبهه مي گيري . اما واقعيت اين است كه به واقع شخص خودت اهميت داري . ما تو را مي شناسيم و به آن خانم و آقا و مشكلاتي كه دارند هم كاري نداريم و زماني به آنها مي پردازيم كه پاي تو وسط كشيده مي شود كه دوست ما هستي . اين را باور كن .





  6. #6
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نقش زنی که طلاق گرفته در زندگی من ؟

    عزيزم

    در مبحث روانشناسي مثلثي وجود دارد كه بر مبناي آن مثلث نقش افراد دخيل در رابطه تعيين مي شود

    1- حمايت كننده

    به خوب و بد و يا درست و غلط بودن رفتارها و اعمال و افكار اين خانم كاري ندارم اما اين خانم در اين مثلث نقش حامي دارد و درست يا غلط از كيان خانواده ي آشفته و پريشان خود و حريم هاي زندگي اش و بچه اش دفاع مي كند . ( من نه اين خانم را تائيد مي كنم نه تكذيب بلكه تنها قصد دارم نقش او را برايت تعريف كنم )

    2- زجر دهنده

    به نمودار رفتاري - حسي - و....آقا كه نگاه مي كني كاملا مشخص است از دو جبهه ي زن به نفع خود بهره مي برد( اين حرف به معناي بد بودن اين آقا نيست بلكه دلائلي دارد كه ما به آن نمي پردازيم ) از يك طرف با دعوا و جنگ بانك نوازشي اش را پر مي كند و از طرف ديگر با تائيد گرفتن و....در يك چرخه عدم مديريت و تصميم گيري درست و قاطعانه گردش 360 درجه اي دارد و....( به هر ترتيب اين شرايط به معناي كويت بودن شرايط براي زن نيست و حال و روز تو هم نشان از سكونت در كويت را ندارد )


    3- قرباني

    نقش تو در اين رابطه كه دوست داري نقش آدم خوبه ي قصه را بازي كني و.....و بنا به دلائلي پايت به بازي رواني اين زوج محترم كشيده شده است .



    و در پايان معذرت مي خواهم كه اين را نيز اضافه مي كنم .



    اگر با اين مرد كارت به رابطه ي جنسي كشيده شده است كه اين چنين سنگ او را به سينه مي زني بهتر است بداني اين اتفاق براي تو به نسبت آنچه در انتظارت است اتفاق مهمي نيست كه بخواهي يك عمر زندگي ات را براي يك ارتباط جنسي فنا كني و نردباني بشوي براي ديگران تا از تو بالا بروند تا خستگي هايشان و ميزان آزردگي هايشان را با تو كم كنند و ....و در نهايت مظلوميت تو آدم بده ي قصه خواهي شد !


    اگر به واقع اين مرد را دوست داري و عاشق او هستي رهايش كن و به خدا بسپارش تو نمي تواني زندگي اين آقا رابه گلستان تبديل كني .

    امروز تازه نفسي ، فردا تو نيز در جنگ فرسايشي اين خانواده تحليل خواهي رفت ( اين جنگ در اين خانواده ادامه دار است و در حوصله ي بحث مجازي نيست كه بخواهم كل سيستم بازي آن ها و حتي خودت را برايت تعريف كنم )


    و باز به تكرار يك زمان 18 ماهه به خودت بده و از مشاوره گرفتن با يك مشاور مجرب و كاردرست كوتاهي نكن .

  7. #7
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نقش زنی که طلاق گرفته در زندگی من ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل
    عزیزم، این تازه اولشه!
    صبر کن! این رشته سر دراز دارد.
    این رو از خوش اقبالیت بدون که از همین حالا داری تبعاتش رو میبینی.
    بدترین تبعاتش زمانیست که همسرت هم چند ماه یا چند سال بعد از زندگی مشترک بشه طلبکار و خونخواه زندگی اولش و سر حق و حقوق خانوم و فرزندش با شما جدل کند!
    میدونی چقدر دلم میخواست یکبار دیگه حق انتخاب داشتم؟

    تو الان حق انتخاب داری.
    قدر این نعمت رو بدون.



  8. #8
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نقش زنی که طلاق گرفته در زندگی من ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط talebi90

    من هم به اون اقا زنگ زدم گفت زنش غلط کرده و اینا می خوان از هم جدا شن مسائل بین من و تو به اون ربطی نداره
    اين مرد هميني است كه مي بيني . نه كمتر و نه بيشتر شايد يك روزي همين حرفها را به كس ديگري نيز به نفع همين خانم زده باشد مثلا دوست دختر سابقش و..... و مطمئن باش يك روزي به تو كه امروز ادعاي نيمه ي گمشده بودنت و عاشقي و .... را دارد نيز همين ها را خواهد گفت .

    متاسفم و از همگي عذرخواهي مي كنم اما روزي كه تاريخ مصرف تو تمام بشود و به انتها برسي و تصميم بگيري كه منفعتي براي اين خانواده نداشته باشي .خيلي هم دور نخواهد بود .
    همين طور كه امروز اين خانم تاريخ مصرفش به ظاهر تمام شده و باز به تكرار اين آقا در ميان دور 360 درجه ي خود در گرداب تاريخ مصرف گذشته ها طي طريق مي كند تا يكي تصميم بگيرد كه كوله بارش را جمع كند و عطاي اين زندگي سگي را دو دستي به لقايش ببخشد و ....و يا به رسم رو كم كني اين مثلث تا پايان عمر ادامه خواهد داشت تا در اين دور باطل دائما جنگ و بكش بكش بر سر يك مرد وجود داشته باشد . كه تازه در مورد نقش بچه در اين ميان حرفي نزديم كه اونيز روزي با قدرت به جمع اين تيم خوشبخت اضافه خواهد شد و....

    اين حرف را براي شخصيت زني اين آقا نمي زنم بلكه به استناد دليل و مدارك قوي تر و علمي اين حرف را مي زنم .

    مگر مي شود وقتي يك مثلث سه زاويه و سه ضبع دارد يكي از زواياي يا اضلاع را ناديده گرفت ؟!



  9. کاربر روبرو از پست مفید ani تشکرکرده است .

    ani (سه شنبه 05 مهر 90)

  10. #9
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نقش زنی که طلاق گرفته در زندگی من ؟

    ترس هم دارد . به تو حق مي دهم كه بترسي .
    از ديد من اين ترس براي تو خيلي خوب است .

    اما بي تفاوت بودن به ريشه يابي ايجاد اين ترس را نمي توانم بفهمم .

    سعي كن به دلت نگاه كني عزيزم اما نه زاويه ي احساسي .

    هر زندگي زناشويي و كلا هر تصميمي كه ما در زندگي مي گيريم بهايي دارد كه بايد بهاي تجربه خود را بپردازيم اما يك وقت مي بيني كار از پرداخت بها مي گذرد و به هزينه كردن مي رسد آن وقت چشم باز مي كني و مي بيني كه يك جنس بنجول دست دوم را خيلي گران خريده اي و سرت تا خرخره كلاه رفته . اين كار ،كار درستي است .

    خواهش مي كنم خودت را دوست داشته باش بيش از آنچه كه داري از بانك احساسي و وقت وانرژي ات صرف اين خانواده ي پريشان و آشوب زده مي كني .

  11. #10
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: نقش زنی که طلاق گرفته در زندگی من ؟

    سلام talebi90 عزیز

    به تالار همدردی خوس آمـــــــــــــــــــــدی


    می دونم جه احساسی داری .

    تصور می کنی مطلوب و ایده آلت رو پیدا کردی ، علاقمند شدی و از طرفی برای آینده و عدم امکان آمدن مرد رؤیاهایت نگرانی . به نظرت میاد این نقده چرا رهایش کنی به امید نسیه .

    این واگویه های درونی احساسی و آبیاری اون ، باعث میشه ناخودآگاه در وضعیت بین این خانم و آقا بی طرف نباشی و ناخودآگاه طرف اونی باشی که بهش وابستگی عاطفی داری و نسبت به طرف مقابلش راه قضاوت را در پیش بگیری . قضاوتی که در شرایط احساسی باید از آن پرهیز کنی .

    می خواهم از این موضوع ، از این آقا و همسرش کمی فاصله بگیری ، از بیرون نگاه کنی ، ( سعی کن اوج بگیری و از دور نگاه کنی . اونوقت کمی این موضوع و این آقا کم رنگ میشه ، نقطه میشه . هرچه بیشتر در متن باشی ، بیشتر گرفتاری . خارج شو و ببین ، چی را ببینی ؟ خودت را ، توانائیهایت را ، وجود با ارزشت را ، و عشق را که در جستجوی آنی و تصور می کنی اینجا و در وجود این آقا پیدایش کرده ای .

    عزیزم ، نازنینم ، کمی بیشتر به خودت نزدیک شو ، خودت را در آغوش محبتت بگیر ، به صورت خودت دست بکش ، نمی بینی سر به زیر دارد و غریبی می کنه ، می دونی چرا ؟ چون سالهاست در انتظاره که تو سراغش بری باهاش رفیق باشی ، و دوستش بداری اما تو از او غافل بودی و او از تو دلگیر . ببین او به تو در این مورد چی میگه

    عمیق که بشوی ، دقیق که بشنوی ، با اون صدای از ته دل و ظریفش که بارها با تو حرف زده و نشنیدی ، بهت میگه :

    چرا خودت رو دست کم می گیری ؟ چرا خودت رو ذلیل می کنی ؟ تو حیف نیستی ؟ نشسته ای منتظر تا بر ویرانه ای آشیانه سازی ؟ تا از پس مانده های یک زندگی ارتزاق کنی ؟ چرا ؟؟!!!! چون فکر می کنی دوستت می دارد ؟ نه تو نمی دانی ، من خوب می دانم ، او خود را دوست دارد ، تو باور نداری اما از اینان فراوانند . چرا او را بهتر از خود می بینی در حالی که تو برای من بهترینی .

    خودت به تو می گوید : تو در پی عشقی گمشده هستی که در درون توست ، تو در بیرون پی اون می گردی چرا ؟ آنهم در وجود دیگر ی ..... آنهم چنین دیگری ای ؟ چرا فکر می کنی حال که او به تو می گوید عاشقت است ، غنیمتی است که نباید از کف دهیش . تو نمی بینی اما من چینهای پشیمانی را بر پیشانی آینده ات از هم اکنون می بینم ( اگر وصال او را از آن خود کنی ). بیا و از اندرزهای آنانی که هم خود دیده اند تجربه این زندگی ها را و هم دست مردم را دیده اند بهره ببر که عین عاقلی است .

    عزیزدلم !

    ما با اون خانم و این اقای زن و شوهر کار نداریم که چه وضعی دارند و می خواهند به کجا برسند ، با تو کار داریم که گوهر وجودت را در پی خریداری قابل به اشتباه به خزفی نفروشی به تصور مروارید عشق .

    دریاب خودت را نازنین .

    خودت را دور کن مدتی ، روی خودت کار کن که از وابستگی بیرون آیی ، نگرشت را به زندگی و عشق تغییر بده و ... بعد از آن ببین نظرت در این مورد چیه .


    خواستی در این مسیر که گفتم ما همه کمک و همراهت خواهیم بود . نظرت چیه ؟

    اینراهم دیدم در نت برداری همدردی آمده . تقدیم به تو تا در مسیر تغییر نگرشت در مورد عشق آغازی باشه برایت .

    آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم


    عشق همین نزدیکیست ، در لحظه ای که پلکهایت با آرامش از فعال و مفید بودنت در طول روز بر هم می افتد و ترا به خوابی شیرین مهمان می کند .

    زیر شیر آب ظرفشویی وقتی لیوانی را می شویی و می بینی که دستانت سالم هستند و تویی که سر پایی و آب را حس می کنی و کاری برای انجام دادن داری و غباری از ظرفی می روبی در حالی که همه اینها می توانست نباشد ، می شد نباشی .... عشق را می توانی در این لحظه در خنکای آب بر روی دستانت لمس کنی .

    آن عشق که سراب شده و می جوییم و نیست ، به واقع عشق نیست تصوری افسانه ای است نه عشق حقیقی .

    همین دو سال پیش ، تعطیلات نوروز خانواده مسافرت رفتند و من به خاطر اموراتی چند نتونستم همراهی کنم ، بخاطر مشغله هایی پیش آمده فرصت گرد گیری ایام عید رو هم پیدا نکرده بودیم ، از فرصت خلوتی و تنهایی استفاده کردم و دست تنها اما در کمال لذت به نظافت پرداختم ، کارهایی که سنگین بود به من فرصت خلاقیت برای انجامشان را می داد و این شعف مرا بیشتر می کرد ، هر کاری که انجام می شد رضایت و لذتی برجان من می نشست ، حقیقتاً که از خستگی های گاه گاهی هم ، لذت می بردم ، می تونم بگم با عشق تمام به امورات می پرداختم و... چند روز تعطیلات اینگونه گذشت . وقتی اهل منزل بازگشتند ، دختر خاله ام که از قبل مدتی منزل ما بود و دوباره اومده بود ، چندین بار گفت خونه یه حال و هوایی پیدا کرده ، تو چه کار کردی ؟ گفتم همینایی که می بینید ، ( این فعالیتها هر ساله به کمک گارگر و اعضاء خانواده انجام می شد و در ظاهر کار ویژه ای انجام نشده بود و او هم برای همین براش سئوال شده بود و می گفت چکار کردی ؟) و تکرار اینکه خونه یه حال و هوایی ( خوب ) پیدا کرده ، باعث شد با خود فکر کنم ، راستی چه فرقی کرده ؟ ، و این تفکر مرا به اینجا رساند که وقتی به معمولی ترین کارهای زندگی با نظری لذت بخش و عاشقانه می پردازی ، انرژِی حاصله که محتوایی از لطافت عشق را با خود دارد در تمام زوایای منزل و اشیاء و هرجا دست زده ای وارد می شود و فضا را سرشار می کند و حال و هوایی فرحبخش می بخشد و دیگران را هم سرخوش و بهره مند می سازد .

    آری من فهمیدم این عشقه ، که از زوایای وجود من به بیرون فوران شده و حال و هوایی دیگر بخشیده . عشق از دورن میجوشد با نگاهی لذت بخش به هر آنچه داری در زندگی و به همین امور روزمره زندگی به عنوان تابلوهایی که پیامها از او دارد .

    عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست .

    و همین جا فهمیدم که چرا وقتی وارد اون خونه محقر کاه گلی با وسائل ابتدایی ولی تمیز و مرتب ( از یکی از بستگان بسیار دور ) در شهرستان می شدیم آن همه لذت می بریدم . یادمه وقتی سالها پیش هر از گاهی با دختر خاله ها میل به رفتن منزل اونها را پیدا می کردیم با خود می گفتیم چرا اینقدر این خونه صفا و آرامش دارد ؟ . و تحلیل می کردیم به خاطر این که صاحبخونه و زن و فرزندانش با روی باز و صادقانه برخورد می کنند ، اما همین سالی که این یافته را در سئوال دختر خاله ام در رابطه باحال و هوای منزل خود داشتم فهمیدم صفای اون خونه هم از آن بود که صاحبخانه از داشته هایش راضی بود و از آن لذت می برد و احساس کمبود نمی کرد ، این که خدا از او راضی باشد نزد او برهرچیزدیگری ترجیح داشت و خدا را هم دور دست و غایب نمی دید ، چون در میان همه حرفهای پند آموزش خدا بود و در تمام اعمالش نظر به این که خدا چه نظر دارد . پدرم هم همینطور بود و من می دیدم بی دغدغه آینده و غم گذشته ،در زمان حال با عشق وافر مشغول کار و فعالیت و زندگی بود و همه آرزویش داشتن بچه هایی صالح و رضایت خدا بود و دیگر هیچ ، هرگز اجازه نداد لباسش از دوسه دست بیشتر باشد و اما تمیز و مرتب ، می گفت بیشتر از این داشته باشم که چه شود من با همینها سرحالم و راضی ، مهم اینه که خودت چطور باشی نه این که لباست چگونه و چند دست ، برای همین اضافه بر نیاز را می بخشید و نیاز اضافی را هم با هیچ توجیحی از سوی ما و دیگران تو کتش نمی رفت ، و همین پدر با همین حال و احوال برای ما و برای دوست و آشنا و همشهریها بسیار دوست داشتنی و محترم بود ، و وقت فوتش نیمی از شهر افسوس می خوردند و بودند کسانی که ما نمی شناختیم و بر سر زنان منزلمان می آمدند و می فهمیدیم کسانی هستند که بی آن که ما و هر کس دیگر بداند دستگیریشان را کرده ، چند سال پیش در خواب به من گفت دخترم :
    هرکس خدا را داشته باشد همه چیز دارد ، هرکس خدا را نداشته باشد هیچ چیز ندارد . و من از عمق همین کلام ، صادقه بودن این رویا را دیدم .

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد .


    عشق یعنی همین احوالات
    یعنی رضایت از او ، از بودنت ، از داشته هایت و در پس این رضایت در پی شدن ، روان شدن ، در پی بهتر شدن .

    عشق هست ، ما به اشتباه فهمش کرده ایم ، درست که فهم کنیم می بینیم اگر نباشد و اگر نبود هرگز سنگ رو سنگ بند نبود .





 
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.