سلام به همه دوستان
امشب بعد از حدود سه ماه احساس کردم خیلی دوست دارم باهاتون حرف بزنم.تو این مدت سعی کردم به حرفاتون گوش بدم.مدام تو سایت میام و مطالب دوستانو میخونم.من رابطم با مادرم خیلی خوب شده.تقریبا هیچ مشکلی باهم نداریم.دیگه اونقدر حساس نیست.دیگه مشکلی با رفت و امد و کارای من نداره.ولی مشکل من هنوز حل نشده.من از تنهایی احساس میکنم دارم دیوونه میشم.دیگه اینقدر دنبال کار گشتم خسته شدم.اینقدر منت این و اونو کشیدم خسته شدم.واقعا موندم چکار کنم.من نمیتونم با تنهاییم کنار بیام.احساس میکنم عمرم همینطوری داره تلف میشه و من هیچ کاری انجام نمیدم.احساس میکنم همه منو نادیده میگیرن.اصلا برای کسی مهم نیستم.هیشکی بهم توجه نمیکنه.جز شما کسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم.باید چکار کنم








:)

علاقه مندی ها (Bookmarks)