به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 257

موضوع: خیلی تنهام

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    121
    Array

    RE: خیلی تنهام

    نقل قول نوشته اصلی توسط ani

    خدا را شكر كه كتاب را خوانده بودي .

    عزيزم از هر چيزي كه مي خوانيم بايد اطلاعات خود را بالا ببريم و به وقتش هم از دانسته هايمان استفاده كنيم .

    تو نه ضعيف هستي و نه ناتوان .

    وقتي بداني و باور داشته باشي كه پسرت يكي از استادان بسياري است كه بر زمين نازل شد و ماموريت گرفت تا حامل پيام و درس براي مردم زمين و اطرافيانش باشد حقا بايد به وجودش مباهات كني .

    روحي چنين والي .

    و همينطور به وجود خودت كه افتخار داشتي تا در اين سير زندگي ، مادر اين استاد باشي .

    اين يك پديد ه ي ساده نيست و ساده از آن نگذر . خواهش مي كنم به واقع به حكمت آفرينش زلفت را گره بزن و بيشتر به معنا بپرداز .مخصوصا در اين لحظاتي كه بزرگي تو و همسرت و....بايد به اثبات برسد و درسهاي خودتان را در اين سير زندگي پاس كنيد .

    اين شرايط ، شرايط رشد و بلوغ كمال تو و اميد و....... است و حتي ما دوستان همدردي و خيلي شگفت انگيز حتي اگر توام با دردي عميق باشد .

    مي دانم دلتنگ مي شوي و .............اما يقين داشته باش كه آرمان شاهد و ناظر است . فرزند تو جريان دارد . هست . به بودنش باور داشته باش .به شكلي ديگر و در جا و حالتي ديگر .


    عزيزم دلت را سكوي پرش روحت كن . اين فرصت را به خودت بده .
    سلام روزن عزیزم
    این پست انی رو باید با طلا نوشت ، به واقع که همینه
    شاید فکر کنی ما درکت نمی کنیم ،یا خیلی راحت حکم و نظر میدیم ، ولی باور کن ما نیز غمگینیم ، با اینکه هیچوقت از نزدیک تو را ندیده ام ، ولی واقعا در مورد این حادثه ، هم حسی عجیبی رو باهات احساس می کنم

    اتفاقا الان تو و امید بهتره یه زمانی رو به خودتون مهلت بدین تا با خودتون کنار بیاین ، شما هر دوتون از این جریان اسیب دیده این ،چه بسا امید آسیب بیشتری دیده باشه چ.ن هم به نوعی خودش رو مقصر می دونه و هم یه پدر هست که شاید غرور مردونه اش خیلی اجازه برون گرایی بهش نده

    اینکه امید ازت خواسته یه مدت دور از هم باشین ، به هیچ وجه معنی جدایی رو نمی ده ، شاید این بهونه ای باشه به گذشته های شیرینی که با همدیگه ساختین بیشتر فکر بکنین

    و دوباره با عزمی جزمتر بلند بیشن و دست در دست هم زندگی تازه ای رو باهم از سر بگیرین ، اینطور نیست که بعدا یاد آرمان رو فراموش کنی ، ولی خواهی فهمید که عشقت به آرمان کوچولو خیلی عمیق تر از انست که با رفتن فیزیکیش ، فکر کنی اون واقعا رفته ، اون همیشه تو قلب و روحت جاریست ، مطمئن باش اون جاش راحت و امن هست ، تنها نگرانیش از بابت مامان نازشه ،

    روزن عزیزم آرمان همیشه زنده است ، همیشه


  2. 11 کاربر از پست مفید gole maryam تشکرکرده اند .

    gole maryam (شنبه 30 بهمن 89), khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.