با درود؛در ادامه سخن،عرض می شود:در دنیای سایبر و اطلاعات و بویژه در مورد برنامه های کامپیوتری گاهی اوقات پیش می آید که کاربر می خواهد بخاطر تنبلی و ترس از کار و مهمتر از همه به صرف عادت همگانی و کاری که همه و کاربران قبلی او می کرده اند، از یک برنامه ای که بوسیله برخی برنامه نویسهای ماهر نوشته شده،بهره ببرد و کارها و انتظاراتش را بر دوش آن بیندارد،اما غافل از اینکه این برنامه نوعی ویروس کامپیوتری است که تمام رایانه او دیگر برنامه هایش را هم فاسد می کند؛
در جهان واقعی نیز اوضاع دقیقا به همین شکل است،ما انسانهای تنبل و معتاد به روشهای سنتی و مرسوم و عامل به برخی عقاید پوچ نیاکان و ترسو در برابر جهان و اندیشه در باب جهان و خود،به مسلکها،عقاید و آدمهایی متوسل می شویم و راه فرار از ترس و تنبلی خود را در آنان می جوییم و البته با بلوفها و دروغهای رندانه و جاذب آنها و سیستم *حمایتگر* و وحدت ساز* آنان، این در بیشتر مواقع امری اجتناب ناپذیر است؛ولی همانند جهان کامپیوتری این مسلکها،عقاید و آدمهای ویروسند و شیاطینی که در لباس فرشتگان و معنویت آنچه بغیر خود باشند را یکسره رد و همزمان معتقدانشان را سگانی دست آموز می کنند و به صورت پیروانی مسخ شده در می آورند که سر تا به پا آلوده به کثافت آن ویروس یا عقیده اند.
با پیریزی سیستمی ارزشی و توتالیتر(تمامت گرا) و تلفیق آن با نوعی متافیزیک از جنس امور روحانی و سوءاستفاده از نام دین که امری پاک و والاست،سم خود را براحتی وارد جسم و روح انسان می کنند.درحالیکه دین مقوله ایست انسان ساز و برنامه ایست سالم و روی به تعالی و آسمانها دارد؛؛
جالب است که آدمیان سالم و برنامه ها و حتی ادیان را چون خود پنداشته و فاسد و شیطانی قلمداد می نمایند!!
درست کاری که ابلیس می کند،تعصب و دیکتاتوری عقیدتی از عوارض این ویروسهای جهان انسانهایند؛پیروان و آلوده شدگان آنها نیز به نوبه خود،بر غلظت و شدت شیوع این ویروس خودبخود افزوده و با سلاح تهمت به تندرستی و سلامتی حمله می کنند،خود آلوده اند و در جهل مرکب که جاهلند و بر این جاهلی هم جاهل؛و البته خوشند و در خوابی ژرف،نه توان بیداری دارند و می خواهند،زیرا که خود *ویروس*گشته اند و درحقیقت آنان را باید چون چهاپایان دید؛؛؛بدرود.