ممنون از راهنماییت آنی جان، حالا چی کارشون کنم، میدونی میترسم اگه به کسی ندمشون هر از چندگاهی دلم هوایی بشه و برم سراغشون و دوباره گریه و زاری راه بندازم.
آخه تصمیم گرفتم دیگه گریه نکنم، میخوام با این قضیه کنار بیام و یه زندگی جدید بسازم. اما دلم هم نمیاد که بدمشون بره، احساس می کنم آرمان رو ناراحت می کنم، من میخوام همچنان مادر آرمان بمونم، نمی خوام ناراحت بشه، شاید بگین خل شدم، اما نمی دونم چرا حس می کنم هنوز هم مادر آرمانم یعنی هنوز مادرم و نمی خوام بچه ام ناراحت بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)