به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 257

موضوع: خیلی تنهام

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 90 [ 15:16]
    تاریخ عضویت
    1387-6-09
    نوشته ها
    320
    امتیاز
    7,275
    سطح
    56
    Points: 7,275, Level: 56
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    627

    تشکرشده 673 در 178 پست

    Rep Power
    51
    Array

    RE: خیلی تنهام

    نفسم بالا نمی اومد، هنوز قلبش می زد اما خیلی ضعیف، می گفتن قرص خورده اما نمیدونستن چه قرصی، علی هم می گفت که قرص خاصی توی خونه نداره، یه کم که گذشت شاد و همسرش به همراه مادرم اومدن، دوباره با دیدن اونها داغم تازه شد و زدم زیر گریه، از بس گریه می کردم هر چی پرستار بود دور تخت امید جمع شده بودن..
    همسر شاد منو کشوند کنار رو شروع کرد باهام حرف زدن، واقعا حرفاش آرومم کرد، یه خورده به خودم اومدم، رفتم روی یه صندلی نشستم و منتظر موندم. گفتن باید تحت مراقبت های ویژه باشه، امید رو بردن یه بخش دیگه و فقط از یه پنجره می تونستم ببینمش، شب نمی زاشتن کسی توی بیمارستان بمونه، به اصرار پدر و مادرم رفتم خونه اونها، اما کل شب رو نتونستم بخوابم، دیروز از اول صبح رفتیم بیمارستان اما نمی زاشتن بریم داخل، تا ساعت 10 صبح، دکترش می گفت که اگه یک ساعت دیرتر به دادش می رسیدن قلبش ایستاده بود،
    خوب هنوز جای امیدواری بود، اینم یه فرصت دیگه بود که نباید از دستش می دادیم، هنوز ضربان قلبش عادی نشده بود و به هوش نبود. با کمک کارت پرستاریم، رفتم توی اتاق و کنارش نشستم، نمی دونستم می شنوه یا نه اما باهاش حرف می زدم، یکی از پرستارها اومد توی اتاق و گفت برو اتاق مشاوره، اونجا راهنماییت می کنن که بعد از به هوش اومدنش چی کار کنی، منم امیدو بوسیدم و رفتم اتاق مشاوره، براشون تعریف کردم که جریان چی بوده و علت خودکشیش چی بوده، اونا هم گفتن اصلا به روش نیارید که خودکشی کرده، چون اینطوری احساس می کنه که شما به خاطر این قضیه میخواین که اون برگرده، بهش گفتم نمی شه که نفهمه، مگه بچه اس، خلاصه نتونست زیاد کمکم کنه

  2. 10 کاربر از پست مفید روزن تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 خرداد 93), روزن (دوشنبه 02 اسفند 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.