دیدین چقدر زود یکسال گذشت؟
پارسال هر کدوم از ما تو چه حال و وضعیتی بودیم؟ کجای زندگیمون بودیم؟
الان کجاییم؟ چقدر به آرزوهامون، به آرمانهامون، به اهدافمون و... نزدیک شدیم؟
این شما رو یاد آیه قرآن نمیندازه که میگه هر کدم از ما وقتی به اون دنیا میریم میگیم شاید یک لحظه یا کمتر در دنیا بوده ایم؟
سلام اوشاخلار!
من اینروزها دارم معنای فاعلیت خودم در خوشبختی و لذت بردن از زندگی و عشق و... خلاصه همه چیز، دارم به عینه میبینم.
من فهمیدم که ایرانی بوی عید رو از چند هزار کیلومتری هم میتونه بشنوه. یعنی چی؟ یعنی اینکه عید توی دل منه. یعنی من هستم که به عید معنا میدم. برای داشتن عید خوب، یه دل بهاری لازمه و بس! اصلا هرروز میتونه عید باشه مگه نه؟ بدون دغدغه خرید و آلودگی هوای تهران و ترافیک و...
فقط کافیه که دلت رو به عطر و بوی بهار بسپری
آنی جان شاید اون پرنده توی قفس نایلون پیچ شده کمتر از اون گنجشکهای آزاد و غزل خون شاد نباشه! شاید اونهم بهانه به اندازه کافی برای حس خوشبختی داشته باشهنوشته اصلی توسط ani
من امروز فهمیدم که وقتی بخواهم میتوانم دلتنگ باشم یا عاشق یا عصبانی یا بی خیال یا رنجور یا نا امید یا خوشحال یا...یعنی همه چیز به من بستگی دارد. کافیست که اراده کنم و از خدا هم بخواهم که منو توی مسیر هدایت بندازه، اونوقت با کمال تعجب میبینم چه جایزه هایی بابت این وسعت دید میگیرماحساس آرامش و خوشبخت بودن و مثمر ثمر بودن و...
چند وقتیه که نشستم رو نفسم نمیذارم صداش در بیاد. تا کی میخواد مقاومت کنه؟ ضعیف شدنش رو دارم میبینم. بالاخره یه روز بی حال و درمونده از اون زیر برش میدارم و میندازمش دور. شایدم تا قبل از اون چیزی ازش باقی نمونده باشه![]()
ای ول! چقدر حال میده برای نفس ات کری بخونی. اونم موقعی که میدونی با ایمان و اراده و توکل به خدا توان مقابله در برابر خودتو ازش میگیری.
بهترین بهار رو براتون آرزو دارم![]()











پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)