سلام
arix عزیز ممنون از توضیحاتتون
راستش اون یه تفکر اشتباه بود که از شروع این رابطه فعلیم، به ذهنم رسیده بود (از اینور و اون ور هم به گوشم خورده بود)، اما دقیقا به مطلبی که شما اشاره کردید رسیدم. اینکه نمیشه قبل از ازدواج هر کاری دوست داری بکنی و بخوای با یه دختر پاک و نجیب هم زندگی مشترک تشکیل بدی. چون در هر صورت این ازدواج بر پایه صداقت بنا نهاده نشده. نمیگم 100 درصد اون تفکر از ذهنم بیرون رفته، اما تا حد خیلی زیادی کنار گذاشتمش.
در مورد اینکه فرمودید زود تصمیم گرفتیم من یکی دو تا نکته به ذهنم می رسه. اول اینکه بحث ازدواج فامیلی با ازدواج غیر فامیلی جداست و بنظر من توی یه ازدواج فامیلی مشکل شناخت بین طرفین به اون صورت وجود نداره. یه جورایی 80 درصد مسئله شناخت دختر و پسر از هم حل میشه. چون دو طرف با خانواده هم آشنا هستن، تا یه حدی از روحیات و اخلاقیات هم آگاهی دارن و ... . در ضمن ما تا امروز 4 بار با هم بیرون رفتیم (هم مادر من اطلاع داره و هم مادر ایشون) و در مورد خیلی مسائل که مدنظرمون بود با هم صحبت کردیم و توی غریب به اتفاقشون با هم تفاهم نظر داریم. مهم ترین نکته اینه که من خیییییلی دوستش دارم و اونم همین حس رو نسبت به من داره. فلسفه من توی زندگی مشترک اینه که وقتی دو نفر همدیگه رو واقعا دوست داشته باشن، خیلی از مشکلات ریز و درشتشون خود به خود حل میشه.
البته من کتمان نمی کنم که تجربه ای توی مسائل مربوط به ازدواج ندارم و واسه همین قراره همفته دیگه پیش مشاور ازدواج هم بریم. شاید یکی از مشکلاتی که من داشته باشم اینه که ایشون تک دختر خانواده هستن و 3 تا برادر دارن که پسر دایی های من میشن و من رابطه نزدیک و صمیمی ای باهاشون ندارم (هر سه شون از من بزرگترن). باهاشون بد نیستم، ولی رابطه مون در حد یه رابطه کلی و نه چندان صمیمیه.
حالا اگه شما یا بقیه دوستان بتونن منو تو این زمینه که چه معیارهای دیگه ای باید قبل از ازدواج در نظر گرفته بشه، راهنمایی کنن، ممنون میشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)