دوستان عزیز من چندین بار به مشاوره رفتم به شوهرم فرصت دادم ولی اصلا درست بشو نیست من میخوام طلاق بگیرم چون خسته شدم از این وضع هیچ تلاشی نمی کنه اگر هم بکنه پشت سرش بدهی و دردسر میاره خانواده اون اصلا بهش چیزی نمیگن انگار نه انگار که متاهل هست تا حالا یه بار بهش نگفتن آخه تو خونه زندگی داری پس خرج این خونه رو کی میداده به فکر زندگی نیست میگه ما مگه چند سال داریم که این همه حرص می خوری همه چی به موقعش حل میشه ولی چطور میتونم قبول کنم وقتی گذشته و حالم به این شکل داره میگذره چطور به اینده امید داشته باشم وقتی این همه بهم وعده داده و همش تو خالی در اومده بله من می خوام جدا بشم ولی از تنها موندن می ترسم اگه با شوهرم هم بمونم باید همه چیزو فراموش کنم و این بشه روال زندگی من که من همیشه سر کار و ایشون همیشه دنبال دردسر الان که داریم از هم جدا میشیم از همه حق و حقوقم گذشتم حتی از دست خودم هم یه ماشین بهش دادم ماشینی که بدهی داره و با این وضع من باید پرداخت کنم چون می دونم آدمی هست که براش قسط معنی نداره و نمیده این آقایی هم که هست اگه بخوام روراست باشم یه جای امید برای خودم میدونم چون با موقعیتی که داره میشه بهش امید داشت ادمی نیست که به فکر سوءاستفاده باشه اون اصلا من رو به طلاق تشویق نکرد گفت نمیخوام بعدا بگی من باعث شدم صلاح خودت رو خودت میدونی و من حتی با این آقا به مشاورهم رفتم تا بدونم دلیل کارش چی هست از مشاور خواستم کمکم کنه که درست تصمیم بگیرم و اون همه چیزو بهش گفت و ایشون قبول کرد و گفت من برای زندگی با این خانوم آماده هستم و خانواده ام کاملا در جریان هستن واگه راضی نبودن من عمرا همچین کاری رو شروع نمیکردم . در ضمن اگه من موقعیت خوب داشته باشم اصلا نمی خوام متاهل بشم می خوام مستقل باشم میخوام تنها زندگی کنم ولی تو این جامعه که به یه زن مطلقه نه خونه میدن نه با دید خوب بهش نگاه میکنن چطور از پس اینهمه مشکل بر بیام در حالی که کسی منو حمایت نمیکنه؟