ستاره عزیز سلامانشاالله که دست پر در تاپیک ات رو ببندی.
ستاره جان من هم نظرم اینه که آمادگی آدمها برا رسیدن به نقطه ازدواج متفاوته و تو همین دوره و زمونه یک دختر18 ساله به آمادگی میرسه و یک زندگی رو شروع میکنه و یک خانم 33 ساله خودش رو آماده نمیدونه و خواستگارهاش رو رد میکنه.
ستاره جان من اعتقاد ندارم که شانس فقط یک بار در خونه آدم رو میزنه و به نظرم اتفاقا شانس میتونه هزاران بار در خونه یک نفر رو بزنه و باز هم اعتقاد ندارم تو این دنیا فقط یه نفر برا هر کدوم از ما در نظر گرفته شده اما این به این معنا نیست که ما بطور احساسی و بی دلیل منطقی از کنار موقعیت های ازدواجمون رد بشیم!اینکه شما بخاطر خواهرتون خواستگار هات رو رد کنی یعنی داری احساسی به این قضیه نگاه میکنی اما منطقی اش اینه که یه نگاه به خاله ها و دایی ها بندازی،مگه نه اینکه اونها با مادرتون دقیقا روزهایی رو داشتن که الان شماو خواهرتون دارید؟ولی حالا چی؟هر چقدر هم که به هم نزدیکن ان دیگه هر کس سر خونه زندگی خودشه و زندگی خودش به همه چیز اولویت داره.در آینده هر اتفاقی که بیافته هیچ کس بیشتر از یک حدی نمیتونه به شما کمک کنه حتی خواهرت و فقط خودت هستی که باید با مسائل دست و پنجه نرم کنی.
به نطر من تو این مورد از خودگذشتگی رو کنار بذار چون صحبت یک عمر زندگیه،من معنای حس خواهری رو میفهمم اما خواهرت هم با 27 سال سن باید خودش رو برا موارد اینچنینی آماده کنه و من فکر میکنم آدمها
وقتی تو یه موقعیت قرار میگیرن راحت تر از اونچه که از پیش تصور میکردن خودشون رو وفق میدن و اگر شما زودتر ازدواج کنی خواهرتون دیر یا زود با این مساله کنار میاد و بدون استرس من زودتر دیگری زودتر به آینده اش فکر میکنه.
موفق باشی![]()







انشاالله که دست پر در تاپیک ات رو ببندی.

علاقه مندی ها (Bookmarks)