سلام بچه ها
ممنونم از همگی
اینقدر لحنم تند بود که فکر نمیکردم کسی جواب داده باشه، خوب واقعه اون موقع که داشتم مینوشتم عصبانی بودم
راستش من آدم لوس و ننری نیستم که فقط به خاطر این چیزا اینقدر عصبی باشم، آدم خرده گیر و ایرادی هم نیستم منم مثل هر آدم دیگه ای مشکلات ریز و درشت زیادی تو زندگی داشتم و دارم منتها همیشه سعی کردم عاقلانه ترین راه را برم ولی الان این مشکلاتم بیشتر شده یا شاید چون با بد دادن کنکور ارشد و .... همه برنامه ریزی هام بهم ریخت خیلی حس بدی دارم
راستش هنوز انگیزه پیدا نکردم برم سراغ پروژه ام، یکی از دوستام بهم گفت خوب حق داری این همه درس خوندی آدم زده میشه از درس(از هفته دوم مهر تا کنکورم که 5شنبه آخر بهمن بود، صبح تا شب کتابخونه بودم) ولی من آدمی نیستم اکه از درس زده بشم چون رشته ام رو دوست دارم ولی ایندفعه...
درمورد اینکه نام دانشگاه زیاد مهم نیست و مهم بلد بودنه، منم با همین استدلال رفتم پیام نور ولی دوام اوردن توی این دانشگاه و حرف های این و اون برای کسی مثل من که همیشه تو دبیرستان از شاگردای ممتاز بودم یه کمی سخته
راستش قبل از اینکه بیام اینحا و این پست رو بزارم توی تالار یه گشتی زدم و مطالب زیادی خوندم و یه معذرت خواهی بابت پست اولم به شما بدهکارم، بزارید به حساب عجول بودنم
از همه اینا که بگذریم من یه مشکل دیگه هم دارم
من احساس میکنم خیلی به ازدواج نیاز دارم ولی شرایطشو ندارم
برای کمتر کردن این حس، برای پر کردن خلا اون چه پیشنهادی میدین؟
بازم ممنونم![]()







) ولی من آدمی نیستم اکه از درس زده بشم چون رشته ام رو دوست دارم ولی ایندفعه...

علاقه مندی ها (Bookmarks)