به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 80

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 مرداد 90 [ 10:28]
    تاریخ عضویت
    1389-5-08
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    3,665
    سطح
    38
    Points: 3,665, Level: 38
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 87 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عکس شوهرم رو با یه زن دیدم!!! چی کار باید کنم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    اول میخواهم جهت رو مشخص کنی تا بعد بهت راه کار بدهم . کدامیک منظور نظرته ، حل مسئله یا شکاف عمیقتر ؟
    مسلما حل مساله.

    ببینید من دقیقا بعد از تمام افت و خیزهای زندگی ام، تصمیم گرفتم که هرچقدر هم به شوهرم شک دارم همه رو فراموش کنم و فرض کنم که همش دروغ بوده و زاییده ذهن من بوده. اونقدر با اطمینان این تصمیم رو گرفتم که باورم شد و شروع کرده بودم که رو خودم کار کنم تا هم بتونم ناراحتی و یا بعبارت دیگه انتظاراتم رو بهش بگم و هم دعوامون نشه و کار به کتک کاری نکشه.
    هم من و هم شوهرم از مجردی مون خیلی اهل قهریم. بعد از تصمیمم چندباری که پیش اومد پا رو عادتم گذاشتم و مانع قهر شدم.
    داشتم جدی تلاشم رو برای زندگیم می کردم. حالا نمی دونم دیگه در واقع چقدر موفق بودم ولی بنظر خودم بودم. (هرچند که شده بودم مثل یه چینی بند زده، ولی باز خواستم زندگی کنم.)
    نمی دونم چر دقیقا تو این حال این عکس رو پیدا کردم. نمی دونم بدشانسم یا نشونه های خدا که می گه برای ادامه این زندگی دست نگه دار.
    می خواستیم بچه دار شیم، مشاور همچین راضی نیست و متخصص زنان سرم داد می کشه که خانم دیر شده، می دونی چندسالته!

    مشکل اینه که من تو این قضیه فوق العاده آسیب پذیرم. حتی تو دوران مجردی ام. اونقدر که با خدا عهد کرده بودم که من سراغ رفاقت با هیچ پسری نمی رم و تو هم به صداقت و شرافت کلام خودت (سوره نور)، مردی نصیبم کن که گذشته اش مثل خودم باشه!

    ببینید می دونم برای همه سخته ولی من بدجوری دارم خرد می شم. همش اون عکس تو ذهنمه. ببینید سه تا چیز که بدم میاد کنار هم بودند: آستین کوتاه شوهرم، قلیون، یه زن نامحرم کنارش!
    همش می گم لحظه های دیگه غیر این عکس داشته چی کار می کرده؟!
    شوهر من رو جور دیگه بهم معرفی کردند و من انتخابش کردم. گفتند که یه خانواده سنتی هستن و شوهرم بسیار سخت گیر تو ازدواج و اونقدر خواستگاری براش رفتن و نپسندیده که همه خسته شدن! کسی نگفت که دلش پیش کس دیگه ای بوده!
    خلاصه بگم این مساله در مورد همسر، از قلب از ازدواج برام مهم بوده و الان هم داره داغونم می کنه.

    اگه دنبال حقیقتم، بخاطر اینه که شاید حرفش درست باشه و زن برادرش بوده باشه. (هرچند بنظرم درست نمی یاد) ولی منتها ذهن من بدترین حالت رو مدام برای خودش می سازه و می گه الان هم با کسی مرتبطه. کسی که این کاره بوده و میره شمال و قلیون کشی و عکس می گیره و نگهش می داره، پس حسابی وارده و این کاره. هر زمانی راهشو بلده و براش عادیه!
    خوب من حقیقت رو اگه بفهمم تلختر از اون چیزی که تو ذهنم ساختم نیست. شاید فهمیدم که زن برادرش بوده و خیالم راحت شد!!!

    خیلی حرف زدم. می دونم احساسم رو همگی درک می کنید و می دونم که راحت نمی شه راه حل داد. منم اگه اینجا میام، میخوام هم تخلیه بشم و هم یکم همفکری بگیرم. خوب منم با تمام سن و سالم شوهرم اولین مرد زندگیم بود. اعتراف می کنم که ارتباط با مرد جماعت رو بلد نیستم ولی رقابت با جنس مخالف رو تا دلتون بخواد توش استادم!

    با تمام توضیحاتی که شاید خسته کننده هم بود. بازم من بگوشم. فرشته جان منتظرم که حرفهات رو بشنوم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید خاموش تشکرکرده است .

    خاموش (چهارشنبه 03 فروردین 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.