شما دارید از مشاور کمک می گیرید، پس حرفهای من غیر متخصص نمی تونه خیلی قابل اعتماد یا صحیح باشه. شاید هم در شرایط خاص شما به خاطر مشکلات پی در پی و زیادی که داشتید ورود یک غیرمتخصص در روندی که دارید با کمک مشاورتون طی می کنید اختلال ایجاد کنه.
به هر حال به عنوان یک دوست نظرم را می گم. شاید هم سبب خیر شدم و یکی از کارشناسان تالار هم گذرش به اینطرفها افتاد.
شما نیاز به استراحت دارید. نیاز به آرامش دارید. اما نه به اون شکلی که خودتون مطرح کردید. معنیش این نیست که تارک دنیا بشید. بهتره به خودتون برسید. یه مدت سعی کنید خیلی به خودتون توجه کنید. به ورزش، تغذیه، سفر، مطالعه، تفریح، دیدن فیلم ... خلاصه کامل تمرکز کنید روی خودتون که خستگی این سالهای ساپورت کردن همسر و مشکلات اون از تنتون در بره. بعد روی شخصیت خودتون و رفع یا کمرنگ کردن ضعفهاتون کار کنید. نه گفتن، قاطع بودن و ... به کمک یک مشاور اشکالات روابط و رفتارهای قبلیتون را پیدا کنید و راههای رفعش را یاد بگیرید. شاید باید یکسال برای این مقدمات وقت بگذارید.
بعد می تونید برای ادامه ی مسیر زندگیتون و انتخاب همراه زندگیتون تصمیم بگیرید. حتی اگر همسر سابقتون درخواست برگشت و زندگی مجدد دادند، به نظر من لازمه که این زمان و فاصله را به خودتون و ایشون بدید و برای ورود فرد جدید هم همینطور. اول باید خودتون را تقویت کنید.
فرض کنید زندگی یک میدان ورزشی است. شما تو این میدان ضربه خوردید و آسیب دیدید. حالا اومدید کنار زمین برای درمان، اما ضربه اینقد محکم بوده که نیاز به درمان جدی و بازپروری دارید. اگر با این سر و تن زخمی دوباره وارد زمین بشید حتی با داشتن هم تیمی های خوب و یاران خوب، باز هم بازی سختی در پیش خواهید داشت. هم به خودتون و هم به هم تیمی هاتون ضرر می زنید. صبر کنید تا کامل خوب بشید و با نیروی تازه وارد زمین بشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)