فرشته جان درسته که من تصمیم گرفتم رو خودم تمرکز کنم و فعلا از فکر شوهرم بیرون بیام، اما یه مطلبی هم هست که نباید ازش غافل بشم؛

نمی دونم چرا یه حسی بهم می گه شوهرم ذاتا آدم بدی نبوده و دنبال این مسائل هم نبوده است. اما همون حس داره بهم میگه داره منحرف می شه. نمی دونم چرا، حالا یا لجبازی با منه، یا شکستن غرور من و بقولی تلافی در اوردن یا هر علت دیگه ای!
نمی دونم چقدر می تونم به این حسم اعتماد کنم ولی در صورت درست بودنش، نباید ازش غافل بشم که سر لجاجت یا هر دلیل نادرست دیگه ای به راه غلط بیفته! بقول آقای بیبی شاید یه جورایی روحش بیمار شده باشه! درسته همسرم عشقش رو تو وجودم کشت. اما اگه تو این راه بیفته هم خودش رو هم من رو و هم زندگیمون رو نابود می کنه!

اگه شوهر من بد بوده باشه و خودش رو به دروغ بهم شناسونده باشه، اگر آگاهانه داره بهم خیانت می کنه و دلش پیش کس دیگه س، واگذارش می کنم به خدا! از خدا می خوام عدالتش رو تو همین دنیا بهم نشون بده!

اما اگه روحا بیمار شده باشه و ناآگاهانه در آستانه ورود به راه نادرست باشه، باید یه جوری بیدارش کرد، درمانش کرد، به راه اوردش!