سلام نگار جان این ماجرای شوفاژ منو یاد ماجرای خودمون تو خوابگاه انداخت ،ما 4نفر بودیم تواتاق،2تامون همیشه گرممون میشد 2تای دیگه هم سردشون میشد من جزء اونایی بودم که گرمم میشد ونمیتونستم تحمل کنم تنظیم هم نمیتونستیم بکنیم یا باید تا اخرش باز میبود یا بسته،من و دوستم همیشه میبستیم شوفاژو اون یکیا باز میکردن اتفاقا هر 4تاییمونم با هم صمیمی بودیم ولی همین موضوع باعث دلخوری میشد جالبش اینجاس که اونیکه سردش میشد همیشه تاب میپوشید ماهم میگفتیم خب یه لباس گرم بپوش تا سردت نشه،اخه سرما رو با پوشیدن لباس گرم میشه باز تحمل کرد ولی گرما رو به هیچ وجه تو هم میتونی یه لباس گرمتر بپوشی تا تو هزینه های گازتون هم صرفه جویی بشه:D،البته کار شوهرتم یه کم نامردی بوده ولی قبول کن خیلی سخته تحمل گرما








علاقه مندی ها (Bookmarks)