سلام دلارام عزیز
من هم مشکل شما رو دارم البته با کسایی که هنوز باهاشون صمیمی نشدم. ولی وای به حال کسی که باهاش صمیمی بشم. شاید شما هم همینطور باشید. با دیگران هم همینطورین؟
اوایل حرفی برای گفتن با همسرم نداشتم الان هم هر از گاهی همسرم می گه (( یاد اون روزایی که ساکت بودی به خیر، چه خوب بود)) البته می دونم که شوخی می کنه و دوست نداره ساکت باشم. در واقع وقتی ساکتم اعصابش خورد می شه. شما هم اگه مثل من هستین نگران نباشید به مرور زمان حل می شه البته باید خودتون هم تلاش کنید. همون تماس گرفتن خیلی می تونه کمکتون کنه. منتظر تماس اون نباشید در هفته بیشتر همدیگه رو ببینید و بیشتر هم شما پیشنهاد بدین که کجا برید و چی بخورید و ...
از کارهایی که کردین بگین یا اگه نمی تونید از اون چیزی بپرسید خودتون از چیزی که ناراحتتون می کنه صحبت کنید یا از چیزی که خوشحالتون می کنه. نظرتون رو راجع به یه کتاب یا هر موضوع دیگه ای باهاش در میون بذارین...
در واقع برای رابطه تون انرژی بذارید.... خیلی زیاد
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)