به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: دلم واسه بابام تنگ شده...

    سایه جان!
    خدا پدرت رو رحمت کنه
    عزیزم ، هم من هم شما و هم بقیه کسانی که پدرشون رو از دست دادن یه پدر داریم که حتی از پدر خودمون هم عزیزتر و بزرگتر و مهربونتره و همیشه مراقبمونه و هیچوقت ازمون غافل نمیشه و اون امام زمان (ع) هست.
    عزیز دلم!
    درسته که گاهی دلمون میگیره اما شادی بخش دل تنگمون باید یاد امام زمان (ع) باشه و اینکه ایشون میدونه ما چه دردی داریم.

  2. 9 کاربر از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده اند .

    فرانک1389 (پنجشنبه 19 خرداد 90)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 شهریور 95 [ 14:20]
    تاریخ عضویت
    1388-4-11
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    6,901
    سطح
    54
    Points: 6,901, Level: 54
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    372

    تشکرشده 369 در 128 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: دلم واسه بابام تنگ شده...

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرانک1389
    سلام

    چشم عزیزم، حواسم به مادرم هست و قدرشو میدونم


    آخه همیشه سر برج که حقوق می گرفتم، اول به بابام پول میدادم چون دلش صاف و پاک بود.میخواستم با این کارم هم خوشحالش کنم هم برکت بیوفته تو حقوقم.

    اونم می گفت" دخترم خدا روزیت بده" و بعد هم میگفت" دستت درد نکنه"...

    میدونید، این دو جمله اش برابر بود با خراب شدن تمام دنیا رو سرموقتی همـــیشه اینارو میگفت ، میخواستم از درد بمیرم و آب شم برم تو زمین اما به روی خودم نمی آوردم و بهش لبخند میزدم...
    میگفت" پول زیاد دارم میخوام چیکار؟ من فقط پول سیگارو لازم دارم ، بذار واسه قسط ها"

    این حرفاش با اینکه رضایت پدرمو رو می رسوند اما تهش یه چیزی بود که منو آزار میداد اونم این بود که نمیخواستم بابام از لحاظ مالی وابسته به من باشه و من به اون پول بدم اما با روزگار چه میشه کرد وقتی از کار افتاده بشی و حتی حقوق بازنشستگی هم نداشته باشی؟

    همیشه سعی میکردم برای یک ریال سر هیچکدام از اعضای خانوادم منت نذارم مخصوصا پدر و مادرم و مخصوصا پدرم تا احساس نکنه دارم به جای اون ...همیشه می گفتم شما دوتا زحمتتون رو کشیدید حالا نوبت ما بچه هاست.

    وقتی شیفت بودم و دیر می اومدم خونه، یه جوری نگاهم میکرد که میدونستم معنیش چیه ؟
    یعنی اینکه : خسته ای،تو داری کار یه مرد رو انجام میدی، اما چیزی نمی گفت و فقط نگاهم میکرد

    الهی بمیرم واسه اون نگاه پر معناش که حالا دلم براش تنگ تنگ تنگ شده و ...بازم گریه ام گرفت

    حالا پولی که هر ماه بهش میدادم رو براش صدقه میدم و خیرات میکنم و بتونم یه خورده بیشتر ...
    شاید باور نکنید اما از وقتی رفتم سرکار (حدود 8 سال) هیچوقت نتونستم پس انداز کنم اما این سی و چند روز که بابام نیست با اینکه پول خرج کردیم و مراسم و ... اما من پس انداز هم کردم و خدا روزیمون رو بیشتر کرده ...

    چون میدونم از ته دل میگفت " دخترم خدا روزیت بده" و از ته دل می گفت " دستت درد نکنه"
    این نتیجه اون رضایت پدرمه که می بینم، ازش ممنوم

    عزیزان، هرکدام پدر و مادرتون در قید حیات هست، تا میتونید بهشون نزدیک بشید و قدرشون رو بدونید و بهشون نیکی کنید که فرمان خداست و یه روزی نتیجه اش رو می بینید

    بیخود نیست که خداوند تو قرآن فرموده: وَ بِالوالِدَینِ اِحسانَا

    اینو مطمئن باشید و یقین داشته باشید

    104:آدم وقتی میادتوی این تالار سوای مشکلاتی که مطالعه میکنه.وقتی میبینه چه انسانهای بزرگی توی این دنیا هستن
    و چه بزرگوارانی وجود دارن اون وقت پی میبره به حقانیت کلام خدا که میگه اشرف مخلوقات=منظورش همین انسانها هستن با این روح بزرگشون .از یه طرف باعث افتخارن و از یه طرف آدمو به فکر میبرن که این ها هستن ما اینجا چه میکنیم.
    با تو هستم فرانک عزیز
    وقتی مطالبتو میخونم از خودم خجالت میکشم که قدر پدر و مادرمو نمیدونم و میرنجونمشون
    شما واقعا دختر خوبی هستین حداقل برای پدر و مادر و خانواده اتون عالی هستین .خدا روح پدرتونو غرق رحمت کنه بخاطر تربیت چنین فرزندی

  4. 11 کاربر از پست مفید پرناز تشکرکرده اند .

    پرناز (سه شنبه 30 فروردین 90)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 شهریور 90 [ 17:41]
    تاریخ عضویت
    1389-12-13
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,809
    سطح
    25
    Points: 1,809, Level: 25
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    184

    تشکرشده 184 در 70 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلم واسه بابام تنگ شده...

    سلام
    خدا رو شكر، پدر و مادر من سايه شون رو سرمه و دعاشون پشتم
    نمي دونم چه حسيه، ولي وقتي اين تاپيك ها و مطالب رو ميخونم يا حرف بزرگي رو در اين باره مي شنوم، ياد بحث هاي خودم با پدر و مادرم مي افتم
    هميشه سعي كردم دلشون رو نرنجونم ولي همين كه بحثي ميشه بين ما، احساس ميكنم ناراحت شدن و توي خودم بدجوري با خودم دعوا ميكنم
    بعدش تصميم مي گيرم كه ديگه باهاشون بحث نكنم
    يا نميشه
    يا اگه بشه، ميگن : چند مدتيه ساكت شدي و كم حرف ميزني و اونوقت اونا خودشون رو ميخورن
    بازم من ناراحت ميشم
    اين جور وقت ها، به خودم ميگم كه هر چي پدر و مادر گفتن، منم بگم چشم، اما بعدش به دلايل عديده ي اكثرا منطقي ول ميكنم
    مدتيه كه سعي ميكنم اعتدالي رو حفظ كنم و خدا رو شكر بهتر شده
    "خير الامور اوسطها"

    شايد باورتون نشه، ولي من عجيب اعتقاد دارم كه خدا پشت والدينه و اگه بچه اي بخواد سرپيچي كنه، علاوه بر آخرت همين جا حالش رو جا مياره، مخصوصا اگه معتقد هم باشه

    چند باري امتحان كردم، كاري رو خواسته يا ناخواسته مخالف خواست اونها انجام دادم و پشتش يه جوري چوبش رو خوردم

    قدر پدر و مادر رو دونستن سخته ولي بايد بدونيم
    كسايي كه فرزند دارن بهتر از ماها ميتونن قدر پدر و مادر رو بدونن ولي باز هم اونها به طور كامل نمي تونن حق اونها رو ادا كنن

    يا حق


  6. 7 کاربر از پست مفید احمد علي تشکرکرده اند .

    احمد علي (دوشنبه 23 اسفند 89)

  7. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: دلم واسه بابام تنگ شده...

    فرانک عزیزم؛ منو ببخش که دیر متوجه شدم؛ خدا پدرت رو مورد عنایت و مغفرت خودش قرار بده! نمی دونی وقتی متنت رو می خوندم یه حس عجیبی بهم دست داد؛ یه حس خوب! از اینکه تا اون جایی که تونستی حق پدرت رو ادا کردی و الان باید از این بابت خوشحال باشی!
    با اینکه خودم بابام رو دارم؛ اما درک می کنم و می فهمم که چی میگی، اسم پدر حتی اگه نتونه اون جور که باید و شاید حامی انسان باشه؛ خودش یه تکیه گاه!
    فقط از خداوند برای شما و سیسیلی عزیز؛ امسال عید صبر رو می طلبم.

  8. 6 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (سه شنبه 30 فروردین 90)

  9. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: دلم واسه بابام تنگ شده...

    از دوستان عزیزم بینهایت ممنون و متشکرم

    پرناز ،احمد علی و del عزیز!
    از خدا میخوام پدر و مادرتون رو براتون نگه داره و بهشون سلامتی بده و سایه شون رو سر شما و بقیه اعضای خانواد تون مستدام باشه.
    از همدردی تون خیلی ممنونم

    امروز میرم سرخاک بابام...بهش میکم که دوستان همدردیم چی گفتن....میگم براش دعا میکنید.

    امیدوارم همه شما عزیزان سال جدید رو با خوبی و خوشی و توکل به خدا شروع کنید و با خوبی و سربلندی و یاد خدا به اتمام برسونید.
    برای همه تون ارزوی موفقیت و پیروزی دارم

  10. 5 کاربر از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده اند .

    فرانک1389 (سه شنبه 30 فروردین 90)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 20 مرداد 90 [ 21:19]
    تاریخ عضویت
    1389-9-24
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    1,986
    سطح
    26
    Points: 1,986, Level: 26
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    315

    تشکرشده 315 در 112 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلم واسه بابام تنگ شده...

    سلام خواهر جان ...
    خوبی ؟؟ مارو که یادت نرفته بود !
    چند وقت پیش سرزده تو یکی از پستا دیدم خبری از من گرفته بودی ...باید بگم شرمنده چون یکسری مشکلات عجیب غریب برام به وجود اومده بود ...
    در هر صورت ما به یادت بودیم و دعات میکردم که ارامش داشته باشی ...
    خواهرجان
    بیین الان پدر بزرگوارت رفته و دنیای جدیدی رو اغاز کرده ...اگه اینطوری به این قضیه نگاه کنی اووقت خوبیش اینه که کمتر غصه میخوری ...یه روزی هم ما به اونجا میریم ...مسلما پدرتون راه خودشو اونجا پیدا میکنه و به سوی نور الهی میره ...شما هم دیگه غصه نخوریا ...
    شاید گفتنش اسون باشه اما اگه غصه بخوری ماهم غصه میخوریماااااااا اونوقت !
    پس خواهر جان به امید خنده های شیرین روی لبان زیبای شما و خانواده گلتون ...
    --------
    راستی حال عروس خانوممون چه طوره ؟؟

  12. 3 کاربر از پست مفید iMoon تشکرکرده اند .

    iMoon (دوشنبه 23 اسفند 89)

  13. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: دلم واسه بابام تنگ شده...

    سلام آقای iMoon ،
    ممنون از احوالپرسی و دعاتون، انشاء الله که هر مشکلی هست به زودی حل بشه

    در مورد خواهرم قبلا که گفتم تموم شد...

  14. کاربر روبرو از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده است .

    فرانک1389 (دوشنبه 23 اسفند 89)

  15. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 20 مرداد 90 [ 21:19]
    تاریخ عضویت
    1389-9-24
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    1,986
    سطح
    26
    Points: 1,986, Level: 26
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    315

    تشکرشده 315 در 112 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلم واسه بابام تنگ شده...

    چی تموم شد !!!
    من نبودم نمیدونم ...لینکشو برام میزارید ...لطفا
    به کجا رسید ؟؟؟

  16. 3 کاربر از پست مفید iMoon تشکرکرده اند .

    iMoon (دوشنبه 23 اسفند 89)

  17. #19
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: دلم واسه بابام تنگ شده...

    iMoon عزیز اینجا نمیشه توضیح بدم
    تو همون تاپیک توضیح دادم ، ببینید
    http://www.hamdardi.net/thread-14609...html#pid140750

  18. کاربر روبرو از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده است .

    فرانک1389 (پنجشنبه 26 اسفند 89)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.