سلام به دوست خوبم سينا
ممنون از راهنمائيتون ، ولي همونطور كه قبلا توضيح دادم من اصلا از اين جراحيها و اين مسائل خوشم نمياد از اينا گذشته قيافه ي من واقعا بد نيست البته قصد تعريف ندارم ، خودشم اينو ميدونه همه هم ميگن كه واقعا قيافه ام خوبه فقط بيني ام يك كم گوشتي بود بدبخت ، كه اين همه بلا الان سرش اومده ، منم به همسرم گفتم بذار خودت ببيني بهتر ميتوني قضاوت كني هرچند هنوز شكل اصليش معلوم نيست و همه حتي دكتر ميگه زمان ميخواد ولي همسرم واقعا عرصه رو بهم تنگ كرده اعصابمو خراب كرده بخدا دارم رواني ميشم باهام قهر ميكنه بخاطر اين موضوع ، نميدونم بايد چيكار كنم ، فكر ميكنم دارم افسرده ميشم اينقدر بهش فكر ميكنم ، فكراي بدي توي ذهنم اومده ،با خودم ميگم وقتي همسرم بخاطر اين چيزيكه خودش خواسته اينطوري رفتار ميكنه پس اگه خداي نكرده مريض بشم يا اتفاقي برام بيفته و خيلي بد بشم ديگه يك لحظه باهام زندگي نميكنه ، خيلي حس بديه![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)