نقل قول نوشته اصلی توسط پرستوی سفید
مشکل من الان مادرمه
با اینکه خیلی دوسش دارم ولی واقعا داره بم فشار وارد میکنه
روزی 5 بار تاکید میکنه که دختر تا یه سنی خاستگار داره بعدم میشینه گریه میکنه میگه اخر ارزوی عروسیت تو دلم میمونه
فضای خونه الان واقعا برام سنگینه
بعد 2 سال حالا باید از صفر شرو کنم
چرا دخترا اینقد بدبختن واقعا؟
اون که ازم جدا شه 5 سال حداقل وقت داره تا کامل منو فراموش کنه بعدم بره دنبال ایده الش بگرده و پیداش کنه
اما من چی؟باید هر چه زودتر فراموشش کنم بعدم با هر کی اومد ازدواج کنم
راستی واقعا دختر تا چه سنی خواستگار داره؟
من دلم میخواد فعلا یه یه سالی تنها باشم بعدم با هر کی واقعا لیاقت داشت اردواج کنم
ولی با توجه به شرایط فکر کنم باید 2 ماهه بله رو بگمم
سلام دوست من!
من هم فکر می کنم مشکل فعلی شما فشاری هست که مادرتون به شما وارد می کنه! پیشنهاد می کنم ایشون رو روشن کنید که با رفتار هاشون نه تنها به شما کمکی نمی کنند بلکه رو اعصاب شما دارند راه میرند!!!
ازشون صریحا بخواید که سرزنشتون نکنه و انرژی منفی بهتون نده.
شاد باشید.