سلام ، باشه بهشت جون ، سعی می کنم درموردش فکر نکنم، اون نمی دونه من از اون بزرگترم یا چندسال ازاون بزرگترم ، مجردهم هست ، ازدواج نکرده ، اگه ازش خوشم میومد به خاطر این بود که رشته خودش با زندگی و طلاق وازدواج مربوط بود پدرش هم همینطور ، مادرش هم خیلی مومن بود و خانه هامون هم نزدیک به هم است ویک بار برای گرفتن یک مقاله آدرس مارا گرفت اومددرخونه ، اما خوب به هرحال اونقدر سروزبون داره که راحت حرفش را بزنه ، راست می گی دوباره باید بیخیالش بشم ، چون هیچ راه دیگه ای ندارم هنوز که اقدامی نکرده تازه اگه هم بکنه مشکلات سن و موقعیت خانوادگی و .... پیش میاد باید مثل قبل دوباره امیدم به خدا باشه ،
بابت راهنماییتون مرسی بهشت جون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)