ببینید تا زمانی که شما حرفهای من رو قبول نکنید، و ته حرفهاتون این باشه که فکر می کنید و بنظرت میاد، خوب مسلما نه همدردی تون ارومم می کنه و نه مشاوره هاتون.
البته قدر حرف حرفی رو که برام تایپ می کنید و رو می دونم و ازتون و وقتی که برام می ذارید ممنوم.
راستی سال نو همگی هم مبارک
ببین یاسا جان من متوهم شدم که شوهرم و مادرشوهرم و خانوادش بد من رو می خوان! اما کتکهایی که از شوهرم خوردم هم توهم بوده؟
اونقدر بالش رو می ذاشت رو صورتم که واقعا به حال مرگ می افتادم. من مغرور، می گفتم تو رو خدا بردار. الانم احساس می کنم ریه هام مشکل پیدا کرده!
موهام رو دسته ای می گرفت و از یه اتاق به اتاق دیگه می کشید. (هنور دو هفته از عروسی مون نگذشته بود!)
من کار می کردم با یه موقعیت اجتماعی خوب. از دست رفتار شوهرم کارم رو ول کردم. البته الان چون خرجم می کنه بیشتر قدرم رو می دونه. اما پس پیشرفت خودم چی؟
من دارم همه چیم رو از دست می دم و تبدیل می شم به یه زن ساده و عقب مونده که مدام بگه چرا برای جاری ام فلان کردید و برای من نکردید تا بتونم بین خانواده شوهرم زندگی کنم.
من قبل ازدواج خونه داشتم. یه روز خواهر شوهرم برگشت گفت خونه رو بکن به اسم اون (یعنی شوهرم) تا همه چی درست شه!!!!!!!!!!!
سیسیلی جانم چرا فکر می کنی کن باید اثبات کنم چیزی رو به دیگران؟ اگه دنبال این بودم، برام سخت بود که یواشکی همه اون عکسها رو پنهان می کردم، خوب یه عکس دهن پرکن هم بینشون بود دیگه!
من می خوان شوهرم رو بشتاسم. بدونم کجای زندگیم. من می خوام پیشرفت اجتماعی ام رو داشته باشم. نمی خوام بشم مثل "دقایق زندگی" که آخرش بفهمم هوو دارم!
یه بار شوهرم داشت به یکی اس ام اس می داد رفتم کنارش نشستم، عین این جمله رو دیدم " تو رو فقط باید kard" (ببخشید تو شان سایت نبود) خیلی خودم رو نگه داشتم ولی آخرش خواستم توضیح بده. فقط به طرف اس ام اس زد زنم اینجاست و دیگه اس ام اس نده!!!!!!!!
وا... من هروقت به شوهرم شک کردم و دنبالش رو گرفتم، دیدم درسته!
دیشب چرا باهام اونطوری رفتار می کرد؟ چرا چاقوها لک داره؟ چرا مخلفات سفره کمه؟ چایی رو بهم بزن؟ ........ (بلند بلند جلوی جمع)
ببینید برای زندگی با انسانها دوست داشتن کافی نیست. دوستی خاله خرسه رو شنیدید؟
خانواده من دوستی شون از نوع خاله خرسه ست.
گاهی فکر می کنم اگه حقوقم و منزلم نبود شوهرم باهام ازدواج می کرد؟ شاید دلش پیش کس دیگه ای بود و موقعیت من وسوسه ش کرد!
کاش می تونستم یکی از اعضای همدردی رو به نمایندگی یه هفته بطور ناشناس همراهم کنم. اونوقت اون بیاد و اینجا تعریف کنه که چی دیده!!!!!
(ای خدا تو که هستی و می بینی. من دارم همه چیزم و حتی ایمانم رو از دست می دم. اگه واقعا هستی نذار یه بنده ات که یه عمر عبادتت رو کرده، از درگاهت رونده بشه)








)
تو در اين زندگي نكبت قرباني شدي و اين تقصير تو نيست تقدير توئه پس باهاش مبارزه نكن. همينه كه هست و كاريش نميشه كرد و ... بعد هم بگم غصه نخور عزيزم! خدا ان شاءالله جوابتو ميده كه داري اين وضعيت اسفناكو تحمل ميكني؟
چرا وقتي من يا هر كس ديگه ميگيم بيا از قضيه ي اون عكس هرچي بوده بگذر و فراموشش كن ميگي آخه شما كه نميدونيد آخه شوهر من منو كتك ميزنه آخه اينجوري آخه اونجوري ! بابا اين دوتا قضيه با هم فرق ميكنه باهم قاطيشون نكن.اين تاپيك اسمش اينه "عكس شوهرم رو با يه زن ديدم!! چي كار بايد بكنم؟"
اونم ميشه 80 ميشه نود يا حتي صد!!

علاقه مندی ها (Bookmarks)