راستش من هم اگر بخوام تهمت حسادت بهش بزنم می تونم اینکارو بکنم، چون دوست من شرایط مالی خوبی داره و فقط منتظره که مشکل خونه رو با پدرش حل کنه و خونه دار بشه و بعد برای ازدواجمون اقدام کنیم... من هم می تونم بگم که تو حسادت می کنی... اما من اگر هم حرفی و ایرادی از دوستم بگیره نمی گم حسادت می کنه... بماند که چه برخوردهای بدی (که از روی بچه گی می کنه) تا به حال با دوست من داشته!!! و شاید بگم دوستم رو راجع به خودش بدبین هم کرده.
نمی تونم سکوت کنم چون مرتب تیکه و کنایه میزنه که تو نمیذاری من ازدواج کنم در حالیکه من بهش گفتم اگه پسره شرایطش رو داره بیاد و ناراحتی یا خوشحالی من اهمیتی نداره. اما با وجود اینکه هیچی برای ازدواجش فراهم نیست مثل بچه یکساله با لجبازی داره به دوستش فشار میاره. ممنونم امیدوارم بتونم سکوت کنم.
راستش امروز اونقدر ناراحتم کرده که به خودم می گم ولش کن بذار هر غلطی میخواد بکنه اما می بینم تو اون جلسه آشنایی اگه دخالت کرده بودم ولواینکه از من بدش بیاد اما الان به نفعش بود.
اما ظاهرن آدم باید بذاره عزیزانش با مخ برند تو دیوار و فقط نگاه کنه... تا آدم خوبه باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)